حافظ هفت، روایتی متفاوت از یک سفر ماندگار

هواللطیف

حافظ هفت، روایتی متفاوت از یک سفر ماندگار

محمد مهدی شیخ صراف


اهل شيراز است و بچه مسجدي، از نسلي كه نوجواني شان با انقلاب گره خورده است و جنگ. اولي در مسجد جامع عتيق شهيد دستغيب شروع شده و دومي در والفجر 8 تولد اولين آثار نوشتاري اش را در پي داشته است تا از او یک نویسنده توانای دفاع مقدس بسازد.

او در سفر اردیبهشت سال 87 رهبر انقلاب به استان فارس از اول تا آخر همراه ايشان بود و سه سال بعد از آن را هم صرف نوشتن و طی مراحل انتشار كتابي در اين باره كرد كه اكنون به چاپ رسيده است. كتابي نه از جنس ديگر كتابهاي سفرنامه و خاطره يا به قول خودش داستان سيستان2، كه طرحي نو در انداخت و قوه نويسندگي اش در ادبيات داستاني را صرف نوشتن يك رمان با اين موضوع كرد. تا علاوه برخلق یک اثر ماندگار در این باره ، ثابت شود استفاده از نويسندگان بومي براي ثبت و روايت سفرهاي مقام معظم رهبري  به خاطر تسلطي كه به فضاي شهر و استان دارند حركتي مفید و قابل تقدير است.

اكبر صحرايي پیش از این با كتابهاي «كانال مهتاب»، «خمپاره خواب آلود»‌، «پرونده 312»، «آنا هنوز هم مي خندد»، «آدم هم پوست مي اندازد»، «كاش كمي بزرگتر بودم»، «معماي كانال ماهي»، «خيلي خيلي محرمانه» و... در قالب ادبيات داستاني كه جملگي تعلق به عرصه انقلاب اسلامي و دفاع مقدس دارند جوايز متعددي را به خود و آثارش اختصاص داده است. جوايزي نظير: قلم بلورين جشنواره مطبوعات 82، جايزه ادبي اصفهان 82، پنجمين جشن فرهنگ فارس 83، كتاب سال دفاع مقدس 86، فصل كتاب سال 86، سوختگان وصل دانشگاه تهران سه دوره 84،85،86 و... .

«حافظ7» كد امنيتي آيت الله خامنه اي و تيم حفاظتي ايشان در زمان واقعه ترور در مسجد ابوذر تهران بوده است. علاوه بر آن 7 در آيين و سنتهاي ايراني-اسلامي عددي مقدس و حافظ هم نماد شاخص شيراز است. اينها وجوه تسميه اي است كه اكبر صحرايي براي انتخاب نام رمانش مورد نظر قرار داده و اثري شيوا و خواندني را به نام «حافظ هفت» خلق كرده است.

«حافظ هفت»  تنها روايت 9 روز سفر رهبر انقلاب به استان فارس نيست. روايتي با فراز و نشيب هاي داستاني است كه شخصيت هاي يك رمان طي مي كنند و  بخش اعظم آن در اتفاقات اين 9 روز شكل مي گيرد. علاوه بر ديدار هاي عمومي و خصوصي، حضور بر مزار شهدا، ديدار از مقبره حافظ و سعدي و... صحرايي پاي شخصيت اول رمانش را كه يك نويسنده ارمني (خيالي) به نام پانوسيان است، به انفجار تروريستي حسينيه رهپويان وصال شيراز هم باز مي كند و البته  گذري هم بر رخدادهاي تاثر گذار زندگي حضرت آيت الله خامنه اي در قبل و بعد از انقلاب دارد. وقايعي نظير ترور ايشان در مسجد ابوذر، نماينده گي امام در شوراي عالي جنگ و حضور ايشان در جبهه، دوره رياست جمهوري و حتي كودكي ايشان.

نویسنده در اين كتاب از فرصت استفاده كرده و در لايه هاي مختلف داستاني نقبي به تاريخ شيراز هم باز كرده است. نويسنده در اين كتاب حتي از روايت خاطره هاي تيم حفاظتي رهبر نيز به سادگي عبور نكرده و سعي كرده بدون ذکر نام واقعي رواي آنها را نيز به خوبي ثبت كند.

اکبر صحرایی با وقت گذاري 12 تا 15 ساعت در روز براي نوشتن «حافظ هفت»، حدود يك سال صرف كرده تا اثري 456 صفحه اي را پديد آورد كه چاپ اول آن در تابستان 90 با تيراژ 2500 نسخه توسط انتشارات سوره مهر با قيمت 7900 تومان به چاپ رسيده است.

من بهرام رادان هستم و تازه هنریشه شده ام!

هواللطیف

نگاهی به فیلم سینمایی راه آبی ابریشم به قلم محمد مهدی شیخ صراف

من بهرام رادان هستم و تازه هنریشه شده ام!

حدود هفت هشت سال پیش در راهروی پشتی سینما آستارا ، در هنگام نمایش فیلم های جشنواره مرد جوانی هنگامی که داشت از کنار محمد بزرگ نیا رد می شد، او را صدا کرد و گفت: «نمی شود شما فیلمی بسازید تا من در آن بازی کنم؟» بزرگ نیا پرسید: «شما؟»  جوان پاسخ داد: «من بهرام رادان هستم و تازه هنریشه شده ام. آرزویم بازی در فیلمی به کارگردانی شماست.» بزرگ نیا در جواب او گفت: «انشا الله».

پنج سال از آن زمان گذشت تا بازی در فیلمی به بهرام رادان پیشنهاد شد که اکنون با عنوان راه آبی ابریشم  به کارگردانی محمد بزرگ نیا بر پرده سینماست.

ماجرای سلیمان و ادریس


این فیلم داستان سفر دو کشتی ناخدا سلیمان (داریوش ارجمند) و ناخدا ادریس (رضا کیانیان) را روایت می‌کند که برای اولین بار می‌خواهند مال التجاره بسیار با ارزش خود را از میان دریا عبور داده و از طریق اقیانوس هند آن را به کشور چین برسانند. این در حالی است که پیش از این دریانوردان جرات گذر از میانه دریا را نداشته اند و همیشه از کناره سواحل برای رسیدن به مقصد خود استفاده می کرده اند. که این بسیار بیشتر از وقت معمول به طول می انجامیده است.

شازان ابن یوسف (بهرام رادان) که به تحصیل علم نجوم در دارالعلوم شیراز مشغول است و یکی از شاگردان نمونه آنجا محسوب می شود، به پیشنهاد استاد خود شغل کتابت کشتی را می‌پذیرد و به همراه دو کشتی ناخدا سلیمان و ناخدا ادریس به این سفر دشوار می رود.

در  این سفر که از خلیج فارس آغاز می شود اتفاقات مختلفی روی می دهد و شازان از حوادث و ماجراهای این سفر ره‌نامه می‌نویسد. در میانه راه هنگام توقف در یکی از کشورهای همسایه، ناخدا ادریس بر خلاف قوانین موجود کنیز زیبا رویی (پگاه آهنگرانی) را که اتفاقاً یک شاهزاده فراری ایرانی است را خریداری می کند و این مسئله باعث اختلاف میان ناخدا سلیمان و ناخدا ادریس می گردد. کنیز به هیچ عنوان راضی به ازدواج با ناخدا ادریس نمی شود. هنگامی که ناخدا ادریس به قصد تصاحب او را دار، دزدان دریایی کشتی را مورد حمله قرار می دهند...

مارکوپولوی ایرانی


راه آبی ابریشم به مخاطب خود یادآوری می کند که ایرانیان از هزاران سال پیش تاکنون دریانوردی پیشرفته داشته اند و از هزار سال پیش دریانوردان ایرانی از جزیره کیش به کشور چین سفر می کرده اند. نکته ای که متأسفانه در کتب تاریخی ما به درستی ثبت و روایت نشده و موجب این مسئله هم مانند بسیاری از مسائل به نام غربی ها و دیگران تمام شود. بله راه آبی ابریشم داستان مارکوپولوی ایرانی در دریاست.

راه آبی ابریشم با به تصویر کشیدن نماهای زیبا و مناظر چشم نواز در کنار رخدادهای داستانی پرکشش که ریتم مناسبی هم دارد  تلفیقی زیبا از هنر و صنعت است که در سینمای ایران از نمونه های نادر است. آخرین فیلم خالق کشتی آنجلیکا و جنگ نفت کش ها که توان و علاقه بسیاری به فیلم های دریایی دارد فیلمی است بسیار پر زحمت و مشقت و البته بسیار پر هزینه در ژانر تاریخی-حادثه ای که در درون اش لایه ای از حماسه و عشق نیز دیده می شود. فیلمنامه این فیلم بسیار باورپذیر و روان و به دور از هرگونه گنده گویی است که هم برای بیننده خاص و هم برای بیننده عام بسیار جذاب است. همانطور که تهیه کننده فیلم، راه آبی ابریشم را سندی درباره حقانیت ایران درباره خلیج فارس می داند و می افزاید: این فیلم برای عموم مردم ساخته شده و مخاطب آن خاص نیستند.

حقانیت ما در خلیج همیشه فارس


حسن بشکوفه تهیه‌کننده "راه آبی ابریشم" معتقد است: در این اثر حضور چندین هزار ساله ایران در خلیج فارس، تاریخ دریانوردی و حضور ایرانیان در داد و ستدهایی که در آن مقطع تاریخی انجام شده به تصویر کشیده شده است. ایران در دوره‌های مختلف مورد تهاجم انواع ترفندهای سیاسی و غیرسیاسی در ارتباط با خلیج فارس قرار گرفته است. "راه آبی ابریشم" پاسخی بر حقانیت ما بر این منطقه است. البته تاکید می‌کنم فیلم اصلا سیاسی نیست. بلکه کاملا با مستندات تاریخی این جایگاه را نشان می‌دهد.

میرعلایی مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی که حمایت مالی این فیلم را بر عهده داشته نیز بر این باور است: كه هر كس در دنيا «راه آبي ابريشم» را ببيند، ديگر لازم نيست براي او توضيح دهيم كه خليج فارس از ديرباز به چنين نامي شناخته مي‌شده است و از اين منظر كار محمد بزرگ‌نيا قابل تقدير است.

غربت تاریخی


"راه ابريشم"  پس از "جايي براي زندگي" (1383) جديدترين ساخته محمد بزرگ نيا در مقام كارگردان است. و همین مسئله یعنی صرف فرصت و تمرکز کافی به علاوه مطالعات گسترده تاریخی و جغرافیایی صورت گرفته آن را به اثری قابل دفاع از این منظر تبدیل کرده است. به طوریکه داریوش ارجمند یکی از بازیگران فیلم که رشته تحصیلی خودش هم تاریخ بوده می گوید: وقتي به اين فيلم فكر مي‌كنم، شگفت زده مي‌شوم. چرا كه احساس مي‌كنم كه تاريخ پربار اين سرزمين مانند امام رضا (ع) در غربت مانده است. اميدوارم «راه آبي ابريشم» كمي بتواند تاريخ ما را از غربت خارج كند.

اثر فاخر 6 میلیاردی


به گفته تهیه کننده ابتدا 5/5 میلیارد تومان هزینه برای این پروژه برآورد شده بود اما پس از اتمام فیلم این هزینه به 6 میلیارد تومان رسید که 55 درصد آن در ایران و مابقی آن در بخش خارج از کشور خرج شده است.

تولید این فیلم در چهار کشور دنیا انجام شده و ساخت آن حدود 2 سال به طول انجامیده است. که البته به گفته سازندگان این طول کشیدن تنها به خاطر تغییر مدیریت ها در معاونت سینمایی وزارت ارشاد بوده. وگرنه این فیلم باید در سال 88 تمام می شد ولی با تغییرات در معاونت سینمایی حمایت مالی از فیلم محدود شد و مدیریت جدید بعد از دیدن بخشی از فیلم تایید ادامه این کار در تایلند را داد.

تهیه کننده فیلم البته گلایه هایی هم از سازمان ها و ارگان هایی که باید در زمینه ساخت اینگونه فیلم ها پیش قدم باشند دارد. سازمانهایی نظیر وزارت امور خارجه و سازمان دریانوردی و کشتیرانی که نیاز به این گونه فیلم ها دارند اما کوچکترین حمایتی از چنین آثاری نمی کنند.

آوای شرقی بر داستان ایرانی


اكنون كه بسياري از كشورهاي دنيا، «راه آبي ابريشم» را ديده‌اند، متقاضي نمايش اين فيلم در كشور‌هايشان هستند و تولید کنندگان آن در حال ارسال اين فيلم به جشنواره‌هاي خارجي هستند و اين فيلم اولين جايزه‌اش را از جشنواره‌ي فيلم بغداد گرفت.

اما نکته قابل توجه دیگر درباره این فیلم صداگذاری و موسیقی آن است که توسط کین سون جان  و پانگ چان کونگ وینگ انجام شده که آن را اثر بین المللی تر کرده است. هرچند موسیقی فیلم کاری در حد ملک سلیمان است که به مانند همین فیلم موسیقی آن در شرق دور ساخته شده بود و البته اثر گذار نیز از آب درآمده به خصوص قسمت هایی که از نی در آن استفاده شده است.

 
یاعلی مدد