هواللطیف
از پیام رمز تا سرنگونی حکومت
مروری بر سیر تاثیر رادیو بی.بی.سی در فضای سیاسی ایران تا پیروزی انقلاب اسلامی// ورود رسانه ای چون رادیو به ایران در پر اضطراب ترین دوران حکومت پهلوی صورت گرفت. در آخرین سال حکومت رضاخان و قبل از اشغال ایران توسط متفقین بود که...
1. ورود رسانه ای چون رادیو به ایران در پر اضطراب ترین دوران حکومت پهلوی صورت گرفت. در آخرین سال حکومت رضاخان و قبل از اشغال ایران توسط متفقین بود که در 4 اردی بهشت 1319 شمسی، (سه ماه پیش از استفعای متین دفتری، نخست وزیر آلمان دوست رضاخان) بالاخره رادیو ایران افتتاح شد و هزاران خانواده یی که از چند سال پیش دستگاه رادیو را با ابهت تمام در بالای اتاق پذیرایی خود جا داده بودند و مخاطبان اصلی بخش فارسی رادیو برلن را تشکیل میدادند، صدای محسن فرزانه و طوسی حائری را شنیدند که از محل بی سیم به طور زنده با آنها سخن می گفتند.
ولیعهد و متین دفتری برای افتتاح مرکزی رفته بودند که جز یک اتاق نداشت. حضور ده ها متخصص آلمانی در نخستین فرستنده رادیویی ایران چنان انگلیسی ها را به بد گمانی واداشته بود که همپای مردمی که در میدان توپ خانه جمع شده بودند تا صدای گوینده و آواز بدیع زاده و ویلن صبا را بشنوند، به شنیدن برنامه های چند ساعته این رادیو مشغول بودند. از جمله اولین کشف ها این بود که در ابتدای برنامه های موسیقی آلمان ها به افراد خود با مورس مخصوص پیامهایی رد و بدل میکنند. آنچه انگلسیان با تجربه را به این توهم انداخته بود، ضرب حسین تهرانی بود!
نخستین فرستنده رادیویی جهان در سال 1920 میلادی در لندن به کار افتاد. این اتفاق در ایران فقط بیست سال پس از آن صورت گرفت. سرعت ورود رادیو به ایران بسیار بسیار سریع تر از افتتاح اولین چاپخانه فارسی و انتشار نخستین روزنامه در ایران با فاصله های 371 و 215 سال نسبت به غرب بود. بر خلاف آن به سرعت جا باز کرد و دامنه تاثیر خود را در سراسر ایران گسترد. چرا که برای جامعه ای که اکثر افراد آن بی سواد هستند شنیدن به روز اخبار و موسیقی از خواندن خوشایندتر می نمود. با ورق زدن روزنامه های سالهای 1316 می توان آگهی هایی را در آن دید که مثلا رادیوی تشریفاتی پایار ساخت سوئیس را به خواننده معرفی میکند که نشان می دهد حد اقل دو سال قبل از تاسیس رادیو در تهران این وسیله در ایران شناخته شده و مورد استفاده بوده است.
2. نه ماه بعد از آن، در دوم دی ماه 1319 (آخرین روزهای دسامبر سال 1940) ، پانزده ماه پس از آغاز جنگ جهانی دوم و در هنگامه برنامه ریزی متفقین برای حمله نظامی به ایران (هشت ماه قبل از اشغال ایران)، بخش فارسی رادیو بی.بی.سی آغاز به کار کرد. این کار تقریبا از ابتدای جنگ مورد نظر مقامات لندن بود و با پیشنهاد «سر جان بولارد»، سفیر وقت انگلیس در ایران با بودجه مشترک وزارت دفاع و امورخارجه بریتانیا به سرعت محقق شد. «ویکتور گلدنینگ» نخستین رییس بخش فارسی بی بی سی بود که با توصیه و نظارت مستقیم «راجر استیونسن» رییس وقت بخش شرقی وزارت خارجه بریتانیا و سفیر بعدی آن کشور در تهران به سمت خود برگزیده شد.
بی.بی.سی با درس گرفتن از تجربه بهرام شاهرخ و دیگر همکاران ایرانی وی در تاسیس بخش فارسی رادیو برلین، بنای بخش تازه تاسیس فارسی خود را با کمک چند ایرانی قرار داد که از آن میان دو نفر شاخص تر از بقیه بودند: حسن موقر بالیوزی و مجتبی مینوی.
بیشتر محققان، حتی مورخان رسمی و غیررسمی بی.بی.سی، ابایی از ذکر این نکته ندارند که تاسیس بخش فارسی رادیوی بی.بی.سی در اصل برای خنثی کردن فعالیت های تبلیغاتی بخش فارسی رادیو برلین بر مخاطبان ایرانی و تحت فشار قرار دادن رضا شاه پهلوی در پیروی از سیاست های جنگی متفقین و در مرحله بعد توجیه اشغال نظامی ایران توسط نیروهای نظامی بریتانیا و اتحاد جماهیر شوروی صورت گرفت.
3. سال های 1320 تا 1328 دوره پاگیر شدن بی.بی.سی فارسی در بین ایرانیان بود. در این دوره مقامات وزارت خارجه بریتانیا تصمیم گرفتند نفوذ خود بر سرویس جهانی و بخش فارسی را به شکل غیرمستقیم و نامحسوس اعمال کنند. اما یک اتفاق این برنامه را به هم ریخت؛ آغاز جنبش ملی شدن صنعت نفت در ایران. بی.بی.سی بار دیگر بر اساس مصالح ملی بریتانیا، آشکارا با سیاست های تامین کننده مالی خود همراه شد. نخست با تهیه گزارش ها و تفسیرهایی در ارایه تصویری مثبت از کارنامه شرکت نفت انگلیس و ایران، سپس با همگامی کامل با دولت لندن در مقابله با ملی شدن صنعت نفت، بعد از آن هم صدایی با دیگر رسانه های غربی برای جلوه دادن خطر بلعیده شدن حکومت ایران توسط کمونیزم و پایدار ماندن این سیاست و در آخر با هم دستی کامل با طرح سرنگونی مصدق.
بامداد روز 25 مداد 1332 شمسی پیامی به صورت رمز از رادیو بی.بی.سی پخش شد؛ «اکنون ساعت «دقیقا» دوازده نیمه شب است.» این پیام رمز آغاز یک عملیات بود. عملیات (مشترک بین سیا و اینتلجنت سرویس) موسوم به «آژاکس» که پس از یک مرحله شکست، در نهایت به پیروزی رسید و معروف شد به «کودتای 28 مرداد». کودتایی که یکی از گامهای موفقیت آن تصرف ایستگاه بی سیم رادیو در تهران بود که موجب شد پیام مصدق در آخرین ساعات، برای درخواست کمک از مردم هرگز پخش نشود.
4. بی.بی.سی فارسی در جریانات انقلاب اسلامی ایران در سال 57 نیز به یکی از عوامل حساس و تاثیر گذار بدل شد. با کشیده شدن دامنه اعصاب مردمی به رادیو و تلهویزیون در ماههای آخر پیروزی انقلاب اسلامی رادیوهای ترانزیستوری مردم ایران برای شنیدن آخرین اخبار، روی موج این رادیو به عنوان تنها منبع موثق خبر ثابت مانده بود. قضاوت درباره عملکرد بخش فارسی رادیو بی.بی.سی در آن دوران هنوز مورد بحث است. و نظرات مخالف و متفاوتی درباره آن وجود دارد.
در آن دوره از یک سو شاه و ژنرال های ارتش به شدت از آن ناراضی هستند و مرتبا مراتب این نارضایتی را به حامیان آمریکایی خود اعلام می کنند و برده شدن نام امام خمینی را در اخبار تحریف شده تظاهرات در این رادیو برنمی تابند. تا جایی که ژنرال هایزر در کتاب خاطرات خود به نام «ماموریت در تهران» می نویسد:«بی.بی.سی آن قدرها هم با رژیم شاه مخالف نبود. هم با طرفداران شاه مصاحبه میکرد هم مخالفان شاه، حوادثی در اخبار خود ذکر میکرد که رژیم ترجیح میداد مسکوت بماند. از این جهت تیمسارها حق داشتند که ضررهای خبرهای بی.بی.سی را ذکر کنند».
پارسونز درباره اعتراض ژنرال ازهاری از اخبار بی.بی.سی در خاطرات خود آورده: «دربارهی این قبیل اتهامات با خبرنگار بی.بی.سی در تهران بحث کردهام؛ خبرنگار مجموعهی گزارشهای خبری را که طی چند هفتهی گذشته مخابره کرده بود به من نشان داد و من عیبی در آنها ندیدم.»
کاخ سفید به شاه قول می دهد با دولت انگلیس در این رابطه صحبت کند. اما مقامات ایرانی سعی میکردند بی.بی.سی در مورد وقایع ایران سکوت کند. موضوع تا آنجا پیش می رود که وزارت امور خارجهی ایران، تحت فشار مقامات ایرانی، پرویز راجی سفیر ایران در انگلستان را مجبور کردند تا نامه ای اعتراضی به «مارک داد» رییس بخش شرقی بی.بی.سی بنویسد. مارک داد جواب می دهد: «شما چطور از بی.بی.سی انتظار دارید در مورد واقعیتی به نام [آیتالله] خمینی که اینکه به صورت یک عامل عمده در موازنهی سیاسی ایران خودنمایی میکند بیتفاوت بماند؟»
و ادامه می دهد «چون برنامه ی فارسی بی.بی.سی هرگز سخنان انقلابی [آیتالله] خمینی را پخش نکرده، به همین دلیل نیز مواجه با نامه های متعددی از سوی ایرانیان بوده که بی.بی.سی را به عدم توجه نسبت به حرکت عظیم مردم ایران متهم کردهاند و میگویند: چطور بی.بی.سی که خود را منادی دموکراسی و آزادی میداند در مورد خواستههای مردم ایران این طور بیاعتنا مانده است؟»
اما شاه به این هم اکتفا نکرد و در فروردین و آذر 1357 به خلعتبری و افشار، وزیران امورخارجه و دکتر سید حسین نصر رئیس دفتر ملکه که هرکدام برای انجام ماموریتی به لندن رفته بودند دستور داد برای جلوگیری از نشر برنامه های ضد رژیم این شبکه رادیویی اقدام کنند. اما پاسخ دولتمردان انگلیس مشخص بود: بی.بی.سی سازمانی است کاملا مستقل که دولت قدرت اعمال نظر در برنامه هایش را ندارد!
از سوی دیگر بارها رادیو بی.بی.سی در همان دوران مورد انتقاد روحانیون مبارز قرار می گیرد. این رادیو در اخبار شبانگاهی خود در دهم بهمن 57 (تنها دو روز مانده به سفر امام به ایران) در تلاش برای مقابل هم قرار دادن گروه های مبارز داخلی گفت: «هرج و مرج در ایران» حاکم شده و «مراحل ابتدایی یک جنگ داخلی را طی میکند» و «در حال سوق یافتن به سوی یک جنگ همهجانبهی داخلی است». یا در جایی دیگر درباره جمهوری اسلامی می گوید: «ظهور این اتحاد و یگانگی در پشتیبانی از طرح جمهوری اسلامی آیتالله خمینی فریبنده است» و نباید اجازه داد تا «روش حکومتی از سوی آیتالله خمینی بر آنها تحمیل شود». این رادیو در تحلیل های خود با برشمردن گروهکهای چپ و راست سعی کرد با تحریک، آنها را در مقابل امام خمینی قرار دهد. اما به اعتراف «جرالد مانسل» مدیرعامل بی بی سی در ان دوران، پخش مطالب مربوط به فعالیتهای آیتالله خمینی هیچگاه از نصف اخبار و تفسیرهای مربوط به ایران تجاوز نکرد.
در آن حال همه ایرانی ها (حتا شاه و درباریان) تفسیرها و نظریات بی بی سی را نظر دولت انگلیس می دانستند چرا که به جای یک رسانه مستقل و خودکفا با جایی طرف بودند که با بودجه رسمی دولت بریتانیا اداره می شد. اما بر اساس تحقیقی که سفارت ایران در لندن در خرداد 57 (هشت ماه پیش از پیروزی انقلاب) به عمل آورد، در بخش فارسی رادیو بی.بی.سی 24 ایرانی به عنوان خبرنگار، تحلیلگر، نویسنده، مترجم و گوینده کار می کنند که بیشترشان تمایل ضد رژیم شاه دارند و در کارشان از آزادی عمل نسبی برخوردار هستند. می شد چنینی نتیجه گیری کرد که انگلیسی ها شاه را رها کرده و جانب مخالفان را گرفته اند. اما این درحالی بود که مقامات رسمی دولت انگلیس پی در پی پشتیبانی خود را از شاه و رژیم او اعلام می کردند: «جیمز کالاهان» نخست وزیردر 20 شهریور دکتر دیود اوئن وزیر خارجه در 30 مهر و مالکه الیزابت دوم در مراسم افتتاح پارلمان در 10 آبان 1357. حقیقت هرچه بود این فکر را در ذهن مردم ایجاد کرد که انگلیسی ها مکار مشغول دو دوزه بازی هستند.
(دراین باره نباید از نظر دور داشت قضاوت و بررسی میزان تاثیر رسانه ها در پیروزی انقلاب اسلامی، وزن آنها در میان سایر عوامل توفیق آن و نقش آنها در حرکت مردم برای بر اندازی شاه، موضوعی نیست که در این مقال بگنجد.)
5.در مورد کارکرد بی.بی.سی بعد از انقلاب اسلامی، زمان جنگ با عراق و دوران اخیر بحث و سخن فراوان است. در این مدت بخش فارسی رادیو اسرائیل و صدای امریکا نیز به حلقه این رادیوها پیوسته اند، همچنین امروز علاوه بر فعالیت بخش فارسی رادیو بی.بی.سی، پایگاه خبری اینترنتی آن لاین آن نیز مدتهاست به فعالیت می پردازد، کمتر از شش ماه است شبکه تلویزیونی ماهواره ای «بی.بی.سی پرشین» نیز به این جمع پیوسته که هر سه هماهنگ با هم فعالیت می کنند و مخاطبانی هم دارند. به هر حال سرویس جهانی بی.بی.سی (که بخش فارسی جزئی از آن است) و هر مورد نظیر آن، برای جا انداختن گزارش ها و اخبار خود و القای موارد لازم در موقع ضروری در بین مخاطبان خارجی نخست باید در آن ها این باور را ایجاد کند که رسانه ای راستگو و بی طرف است. اما آنچه در این مورد قابل تامل است گفته نیکلاس کال، کارشناس مطرح تاریخ دیپلماسی عمومیست که می گوید: «یکی از مشکلاتی که در این راه گریبان گیر سرویس جهانی بی.بی.سی است عدم امکان رهایی از خاطره ناخوش آیند مخاطبان از گذشته نه چندان قابل دفاع این شبکه و صرفا پرداختن به آینده ای پر زرق و برق و ظاهرا امیدوار کننده است.»
--------------------------------------------------------------------------------
منابع و مآخذ:
محسنیان راد، مهدی (1369)، ارتباط شناسی ارتباطات انسانی، تهران: سروش
هوشنگ مهدوی،عبدالرضا (1387)، انقلاب ایران به روایت رادیو بی.بی.سی، تهران ، مرکز اسناد انقلاب اسلامی
تفرشی، سید مجید (1387)، "بیبیسی در ایران به دنبال چیست؟"، مصاحبه با سایت تابناک، 25 دی
بهنود، مسعود (1364)، از سید ضیا تا بختیار، تهران: امیر کبیر
هایزر، رابرت (1374)، ماموریت در تهران، ترجمهی: ع.رشیدی، تهران: اطلاعات
پارسونز، سر آنتونی (1363)، غرور و سقوط، تهران: راه نو
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 15:38 توسط محمد مهدی شیخ صراف
|