بازی ایرانی، به شرط چاقو / بایسته‌های بازی‌های رایانه‌ای بومی در بازار ایران

هواللطیف 

 بازی ایرانی، به شرط چاقو 

بایسته‌های بازی‌های رایانه‌ای بومی در بازار ایران


نویسنده: محمد مهدی شیخ صراف

 

سومین نمایشگاه بازی‌های رایانه‌ای در زمان نسبتا کوتاه 4 روز هفته گذشته در شلوغی مضاعف بازدیدکنندگان روز آخر، در مصلی تهران به کار خود پایان داد. استقبال فراوان مخاطب هدف از این نمایشگاه و حضور پرتعداد دختران و پسران کودک و نوجوانی که اغلب به همراه مادران خود در مصلی حاضر شده بودند پیام‌هایی با خود دارد. جالب اینجاست که شلوغ‌ترین نقاط نمایشگاه، غرفه‌های فروش بازی بودند. غرفه‌هایی که در آن‌ها بازی‌های دارای مجوز و مورد تایید بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای به فروش می‌رسیدند. هرچند اکثریت قاطع آن را بازی‌های غیر ایرانی تشکیل می‌دهد اما این مسئله نشان از موارد بسیار مهمی در این زمینه دارد. نکته اول اینکه مخاطب اصلی بازی‌های رایانه‌ای به عنوان یک رسانه و همچنین خانواده آنها به دنبال جایی هستند که برای خرید این بازی‌ها بتوانند به آن اعتماد کنند. قطعا وظیفه اصلی بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای همین امر است اما این مسئله همچنان به شکل یک خلاء جدی در بازار بازی‌های رایانه‌ای باقی مانده است.

***

درجه‌بندی بازی‌ها و مشکلات اجرایی آن

رده‌بندی سنی بازی‌ها که با اسم "esra" شناخته می‌شود چند سالی‌ست مطرح شده و در حال گسترش و مورد اعتماد خانواده‌ها و قابل رجوع است. اما مشکل اساسی اینجاست که این رده‌بندی در خصوص بسیاری از بازی‌هایی جدیدی که در بازار هستند اعمال نمی‌شود. به طوریکه بازی‌هایی که محتوای ایران هراسی یا اسلام هراسی دارند، حتی بازی‌هایی که در کشورهای دیگر به دلیل مشکلات اخلاقی ممنوع شده، در پیاده‌روهای شهرهای ایران به راحتی به قیمت کمتر از یک دلار قابل تهیه هستند!  این مسأله را بگذارید در کنار اینکه در برخی از مصادیق این رده‌بندی و صدور مجوز برای برخی بازی‌های منافی فرهنگ ایرانی و اسلامی اشکالات جدی وجود دارد که مجال پرداخت به تک تک آن‌ها نیست.

البته باید بپذیریم که ما با چند سال فاصله نسبت به دیگر کشورها وارد این حوزه شده‌ایم و بهترین کار اجرایی که باید به عنوان اولین کار صورت می‌گرفت، همین اقداماتی است که بنیاد در خصوص رده‌بندی و حمایت از بازی‌ها انجام می‌دهد. واقعا پروسه دشواری است که کارشناسان این بنیاد بخواهند خیل بازی‌های متعددی را که مرتب از کشورهای دیگر وارد می‌شود و در حال عرضه است، تماما تا آخر بررسی کنند و به همه زوایا و خفایای آن سرک بکشند تا بتوانند مجوز لازم و رده بندی را صادر کنند. اما پاسخگویی در این خصوص از سوی بنیاد هم لازم به نظر می‌رسد.

در این زمینه شفافیت بیشتری لازم است مثلا اعلام اسامی کارشناسان بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای می‌تواند به این شفافیت کمک کند. مشکل بعدی هم عدم توجه فروشندگان به سن خریدار  و اصولا دسترسی همه سنین به همه نوع بازی‌ها است که باید برای همه این‌ها تدابیری اندیشید.

 

اول فرم قابل رقابت بعد محتوای بومی

نکته دیگری که در نمایشگاه امسال به وضوح قابل مشاهده بود اقبال گیمرها به بازی‌های ایرانی است. این اقبال البته شروط مهمی دارد. شروطی که معدود شرکت‌های بازی‌سازی ما توانسته‌اند آن را برآورده کنند. از جمله این شروط گرافیک قابل قبول و game paly مناسب است. این واقعیت را نمی‌توان نادیده گرفت که حداقل‌های قابل رقابت از نظر فنی باید برای بازی فراهم باشد تا اقبال خریدار را به همراه داشته باشد. طوری که بشود بازی را به شرط چاقو به کودک فروخت تا از آن ناراضی نباشد. در مرحله بعد است که می‌توان با بومی‌سازی داستان، سناریو، طراحی شخصیت، محیط و گنجاندن پیام‌های مورد نظر در متن بازی آنچه را در پس جنبه تفریحی به عنوان بعد محتوایی مدنظر ارباب فرهنگ و سازندگان بازی است، محقق کرد. چرا که بهترین پیام‌ها هم در قالب‌های ضعیف مخاطبی ندارند و منفی ترین محتوا در قالب جذاب تاثیر گذار است.

 

لزوم حمایت از بازی‌سازهای ایرانی

در این خصوص لازمه حمایت نهادهایی چون بنیاد بازی‌های رایانه‌ای و حمایت سایر نهادهای متولی فرهنگ از بازی سازی بیش از پیش مشخص می‌شود. اکنون یک گروه 14 نفره بازی‌ساز ایرانی با تلاش خود توانسته اثری خلق کند که مزیت‌های رقابتی با بازی‌های اسم و رسم‌دار خارجی بدست آورد که بعضا 150 عنوان کاری در تیتراژ آن وجود دارد. قطعا حمایت بیشتر می‌تواند آن‌ها را به قله‌های این عرصه برساند. این حمایت الزاما  از جنس پول و ریال نیست.

این واقعیت که محصولات و بازی‌های ایرانی طی این سال‌ها قابلیت حضور در بازار بین المللی را بدست آورده‌اند اکنون حاصل شده است. بازی‌سازان ما توانسته اند محصولاتی را با قیمت یک دلار در مقابل بازی‌هایی با میانگین قیمت 20 دلاری به بازار بین المللی، به خصوص در کشورهای اسلامی عرضه کنند. اما مشکلات ناشی از تحریم و کپی رایت، عرصه را برای حضور برون مرزی آن‌ها دشوار کرده است. شاید یکی از عرصه‌های حمایتی که می‌تواند حتی عرصه بازی‌های رایانه‌ای را هم در تحقق جهاد اقتصادی یاری دهد، کمک به حل همین مشکل باشد. 


یک نمایشگاه داغ پر از بازی‌های ایرانی

هواللطیف

نگاهی به سومین نمایشگاه بازیهای رایانه ای

یک نمایشگاه داغ پر از بازی‌های ایرانی


نویسنده: محمدمهدی شیخ‌صراف

 

از در که وارد می‌شویم هوای گرم و دم کرده می‌خورد توی صورتمان و تنفس را دشوار می‌کند. آدم یکراست به یاد سونا و حمام بخار می‌افتد. عجیب است که در این گرمای تابستانی مردادماه فضایی بزرگ مصلی که مملو از جمعیت است، تهویه مناسب ندارد. بخش زیادی از این جمعیت را نوجوانان و به خصوص پسربچه‌هایی تشکیل می‌دهند که در تعطیلات تابستان، فارغ از هر درس مدرسه‌ای، با جنب و جوش از بخشی به بخش دیگر در حال دویدن هستند. تند تند از لابلای دیگران رد می‌شوند، از غرفه‌ای به غرفه دیگر می‌روند، مدام سوال می‌پرسند، پشت کنسول‌های مختلف، روبروی ال‌سی‌دی‌های بزرگ می‌نشینند و بدون خستگی بازی‌های جدید را تجربه می‌کنند. اینجا مصلی بزرگ امام خمینی (ره) تهران است. سومین نمایشگاه بازی‌های رایانه‌ای که بین همین نوجوان‌ها به نمایشگاه گیم تهران معروف شده است.

***

بازی‌های ایرانی، پرطرفدار

بعد از عادت کردن به هوای ویژه نمایشگاه! اولین ردیف غرفه‌ها را مشاهده می‌کنیم که متعلق به تولیدات و بازی‌های ایرانی است. بازی‌هایی که برخی از آن‌ها دیگر به اسامی معروفی تبدیل شده‌اند. افزایش تعداد غرفه‌ها و شرکت‌های سازنده بازی که در نمایشگاه حاضر شده‌اند به خودی خود پیام مثبتی به همراه دارد. اکثر این غرفه‌ها در بهترین جای نمایشگاه قرار گرفته‌اند و بیش‌تر بازی‌های تیراندازی اول شخص هستند. متصدیان جوان این غرفه‌ها که با تصاویر مختلف گرافیکی شخصیت‌های اصلی بازی تزئین شده، اطلاعاتی درباره محصولات خود ارائه می‌کنند.

نمایشگاه بازیهای رایانه ای

 

عملیات مرصاد و بیت‌المقدس با «دوران افتخار»

اولین غرفه‌ای که جلب توجه می‌کند بازی «دوران افتخار» است. فضای این بازی که اولین محصول شرکت «سپاسه فتح پارسه» است کاملا در فضای دوران دفاع مقدس طراحی شده  و به طور خاص در دو عملیات بیت المقدس و مرصاد می‌گذرد. در نمونه بازی که نمایش داده می‌شود مراحل متنوعی مانند موتور سیکلت سواری، نبرد با تانک و جنگ با بالگرد قابل دیدن است. این بازی هنوز به بازار نیامده ولی قسمت اول از سری بازی‌های اول شخص اکشن است که ماجرای قسمت‌های بعدی آن به زمان حال هم می‌رسد.

 

«ترکمنچای» در راه است

بازی «میرمهنا» که عنوان بازی ملی و جایزه بهترین بازی سال ایرانی را هم به خود اختصاص داده، با قیمت 2500 تومان عرضه می‌شود. مسئول غرفه شرکت اسپریس پویانما سازنده بازی، خبر از انتشار بازی «ترکمنچای» می‌دهد. این بازی به دوره زمانی حدود نیم قرن بعد از زمان میر مهنا و کلیومترها دورتر به مرزهای شمالی ایران می‌رود و در ۱۱ مرحله مبازرات عباس میرزا و مردم آذربایجان علیه نیروهای تزاری روس را در ۲۰ صحنه سینمائی داخل بازی روایت می‌کند. این بازی را  یک تیم ۱۴ نفره ساخته‌اند و در حال ترجمه  به زبان‌های فارسی، ترکی، ارمنی، انگلیسی، روسی، آلمانی و فرانسه است.

 

با «فریاد آزادی تنگستان» به جنگ‌جهانی اول بروید

چند غرفه آن طرف‌تر بازی ایرانی دیگری به چشم می‌خورد که در نمایشگاه رونمایی شد؛ «فریاد آزادی تنگستان». این بازی قسمت اول یک پروژه سه گانه است که شرکت پژواک در دست ساخت دارد. بازی نمونه‌های نمایش داده شده گرافیک بالا و گیم پلی مناسبی دارد. داستان بازی مربوط به زمان جنگ جهانی اول و درگیری دلیران تنگستان در بوشهر و روستاهای اطراف آن با انگلیسی‌ها می‌شود، که برداشتی آزاد از اتفاق‌ها و جنگ‌های دلیران جنوب ایران با استعمارگران است. نکته قابل توجه در بازی فریاد آزادی بحث تاریخی و استفاده از تصاویر مناطق  مختلف جنوب مانند نخلستان‌های بوشهر و سبک معماری جنوب ایران است. همچنین این بازی دارای 4 شخصیت اصلی است و کاربر با قصه این کاراکترها بازی را پیش خواهد برد. فریاد آزادی قرار بوده تابستان امسال منتشر شود و برای عمل به وعده خود تنها یک ماه دیگر فرصت دارد!

 

«شتاب در شهر» نسخه ایرانی Need4Speed

سازندگان بازی «شتاب در شهر» همراه با فروش نسخه اول آن به قیمت 3 هزار تومان، تبلیغ قسمت دوم که قرار است به بازار بیاید را می‌کنند. قست اول بازی که خودروهای ایرانی هم در آن وجود دارد در یک شهر مجازی ایرانی با وسعت 100 کیلومتر مربع می‌گذرد. جالب اینجاست که سازندگان بازی که اهل شهر خوش آب و هوای محلات هستند اسامی خیابان‌ها و تابلوی اماکن این شهر خیالی را کاملا از شهر خودشان و شهر همسایه یعنی دلیجان کپی کرده‌اند!

 

جنگ‌های بشریت در «ارتش‌های فرازمینی»

بازی «ارتش‌های فرا زمینی» یکی از شلوغ‌ترین غرفه‌ها را به خود اختصاص داده؛ این بازی فضایی بازی تیراندازی اول شخصی است که به نظر می‌رسد علاوه بر گرافیک بالا و مشابهت با نمونه‌های خارجی، سناریوی جالبی هم دارد؛ در آینده دور پس از حمله فضایی‌ها به زمین و غیر مسکونی شدن آن، روایتگر جنگ‌های بشریت بر سر بزرگ‌ترین دغدغه خود خواهد بود: انرژی. جالب آنکه بخش‌هایی از بازی در سیاره‌ای به نام ایران می‌گذرد.

 

«شبگرد» با سروشکل غیرایرانی

بازی "شبگرد" دموی جذابی دارد. اما این بازی کاملا سر و شکل غیر ایرانی دارد و با گذر در فضاهایی چون پارکینگ با سقف‌های کوتاه، زیر زمین و مترو و جلوه‌های اسلوموشن، به شدت مخاطب را به یاد مکس پین می‌اندازد. در تصاویری که از این بازی نشان داده شد، تنها نشانه‌های ایرانی نوشته‌های فارسی برخی تابلوها است اما فضاها، و کاراکترها هیچ شباهتی به ایران ندارند.

 

وعده برای بازی‌های جدید

با چرخشی کوتاه در این بخش نمایشگاه متوجه می‌شویم که از سال گذشته تاکنون از بازی جدیدی که به بازار آمده باشد خبری نیست. تقریبا همه شرکت‌ها پروژه‌هایی در دست ساخت و یا حتی آماده انتشار دارند که وعده انتشار آن را در ماه‌های آینده می‌دهند. اما تجربه نشان داده روی این‌ها زمان نمی‌شود خیلی حساب کرد! مثلا بازی «نبرد خلیج عدن» که به اولین بازی ارتش جمهوری اسلامی ایران معروف شده بعد از 2 سال همچنان با قیمت 3 هزار تومان، پرفروش است و از نسخه جدید هم خبری نیست!

بازیهای رایانه ای

 

«عصرپادشان» با «گرز»  در «آسمان دژ» !

بازی‌هایی آنلاین ایرانی اما ماجرای متفاوتی دارند. آنها به خاطر عرضه بروی بستر اینترنت، دیگر نیاز به انتشار در بازار و دردسرهای مربوط به آن ندارند. این بازی‌ها با طراحی‌ زیباترین غرفه‌ها، مخاطب را به خود دعوت می‌کنند. تا جایی که بسیاری از بازدیدکننده‌ها با دکورهای بازی اینترنتی «عصر پادشاهان» که به شکل قلعه‌های قدیمی ایرانی ساخته شده عکس یادگاری می‌گیرند! این بازی با دو نسخه فلات ایران و قرون وسطی دو شکل متفاوت طراحی را در اختیار مخاطب قرار داده است.

بازی «آسمان دژ» که عنوان برترین بازی انلاین ایرانی را هم در کارنامه دارد، اخیرا توانست در جشنواره‌ای در آلمان حضور یابد و نتیجه آن کسب عنوان بهترین بازی مستقل از نگاه کاربران بود. این بازی که از باسابقه‌ترین بازی‌های آنلاین ایرانی است به دو زبان فارسی و انگلیسی ارائه می‌شود. «گرز» هم بازی انلاین دیگر ایرانی است که شبیه تراوین است و با بهره گیری از داستان و گرافیک ساده سعی در جذب مخاطب دارد.

 

«آخرین نبرد» متفاوت‌ترین بازی آن‌لاین

بازی آنلاین «آخرین نبرد» با شعار «و زمین میراث صالحین است» تفاوت خود را کاملا با نمونه‌های کپی شده از بازی‌های خارجی نشان می‌دهد. فضایی کلی و داستانی بر اساس آموزه‌های دینی و مذهبی دارد. روند بازی بر اساس نبرد خیر و شر است. طراحی گرافیکی بازی برگرفته از نمادهای مذهبی و شهرسازی طبق معماری نوین اسلامی بوده و  بر خلاف برخی بازی‌ها که براساس جنگ پایه‌گذاری شده بازیکنی موفق است که علاوه بر قدرت نظامی، در زمینه‌های علمی، فناوری و اقتصادی پیشرفت کند. این بازی متفاوت مجوز خود را از بنیاد بازی‌ها دریافت کرده اما هنوز راه اندازی نشده است.

نمایشگاه بازبهای رایانه ای

 

 

ورود آقایان ممنوع

بعد از این بخش به سراغ دیگر قسمت‌های نمایشگاه می‌رویم. یکی از ابتکارات بخش ویژه دختران است که با دیوار و پرده از نمایشگاه جدا شده است و تنها بانوان اجازه ورود به آن را دارند. اصل این اتفاق و طبقه بندی محتوا برای مخاطب هدف نشان می‌دهد مسئولین نمایشگاه از قبل با برنامه‌تر شده‌اند. تقریبا نیمی از فضای نمایشگاه برای بازی در نظر گرفته شده بود. انواع کنسول‌ها و بازی‌هایی که بازدیدکنندگان می‌توانستند به رایگان از آن‌ها استفاده کناند. این استقبال جالب نبود محیط‌هایی اینچین را بیش‌تر نشان می‌دهد. مکان‌هایی که اولا کم هزینه باشند و ثانیا حتی بازی‌های رایانه‌ای را هم بشود در آنجا دسته جمعی تجربه کرد! چیزی که در گیم نت‌های سطح شهر می‌توان پایین‌ترین سطح و کم کیفیت‌ترین آن را یافت. قدری آن طرف تر غرفه‌های بازی‌هایی گنجانده شده که هیچ جنبه رایانه‌ای ندارند اما کودکان زیادی برای آن بازی‌ها در صف ایستاده‌اند. یکی از آن‌ها فوتبال دستی جالبی است که طول زیادی دارد و حدود 40 نفر به طور همزمان با آن بازی می‌کردند!  دیگری هم فوتبال دستی بزرگی است که به جای آدمک‌های آن بچه‌ها قرار می‌گیرند و با توپ فوتبال واقعی بازی می‌کنند.

 

بازیهای رایانه ای

مخاطرات بازی‌های رایانه‌ای، خلوت‌ترین بخش نمایشگاه!

باقی وقتمان را هم به بخش‌های دیگر اختصاص می‌دهیم. به رسم تمام نمایشگاه‌های دیگر ایرانسل غرفه‌ای بزرگ و حضوری جدی دارد! بی اعتنا گذر می‌کنیم و به خلوت‌ترین بخش نمایشگاه می‌رسیم جایی که تابلوهایی با طرح‌های گرافیکی در خصوص مخاطرات بازی‌های رایانه‌ای به دیوار نصب شده و تنها بازدیدکنندگان آن ما هستیم! گویا برای انتقال این پیام‌ها دیگر روش‌های سنتی اینچنین جواب نمی‌دهد و باید به روش‌هایی از جنس خود بازی‌ها فکر کرد.  در انتهای شبستان نمونه بازی‌های منتخب روی یک صفحه بزرگ نمایش داده می‌شود و تعداد زیادی صندلی هم برای نشستن ، تماشا و البته استراحت در نظر گرفته شده که اقدام کاملا به جا و قابل تقدیری است. نبود جایی برای نشستن و استراحت دادن با پاها و کمرهای خسته تقریبا معضل همه نمایشگاه‌های اینچنین است. همین جا می‌نشینیم و شروع می‌کنیم به نوشتن گزارش سومین نمایشگاه بازی‌های رایانه‌ای: «از در که وارد می‌شویم هوای گرم و دم کرده می‌خورد توی صورتمان...». n

«مصاف»؛ پر کردن یک جای خالی در روایت رسانه‌ای تاریخ معاصر ایران

هواللطیف 

«مصاف»؛ پر کردن یک جای خالی در روایت رسانه‌ای تاریخ معاصر ایران


در "مصاف" یک ضرورت بزرگ

خبرگزاری تسنیم- محمدمهدی شیخ صراف 

خرداد 92 بود؛ درست قبل از انتخابات یازدهم ریاست جمهوری. به فراخور حال و احوال آن روزها با یکی از دوستان دانشجو مشغول صحبت بودیم؛ تا اینکه صحبت کشیده شد به دوره اصلاحات و انتخابات دوم خرداد 76 و ماجراهای آن روزها. داشتم خیلی راحت از فضای آن روزها صحبت می‌کردم که متوجه یک تفاوت شدم. با سوال‌هایی که پرسید فهمیدم بسیاری از یادآوری‌های من برای او نه فقط  ناآشناست که تازگی هم دارد. وقتی پرسیدم، متوجه شدم او متولد اوایل دهه 70 است. یعنی دوره‌ای که من درباره تحولاتی سیاسی و اجتماعی آن به عنوان گزاره‌های بدیهی صحبت می‌کنم، حداکثر مهارت او و هم نسل‌های او، تشخیص تفاوت دست راست و چپ بوده است!

این یک مسئله سر راست است. نسلی که اکنون بدنه فعال جوان و تأثیرگذار کشور را تشکیل می‌دهد و در برهه‌های حساس باید ایفای نقش تعیین‌کننده داشته باشد، نه تنها بسیاری از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین رخدادهای دهه‌های گذشته را ندیده است، که اطلاعات و تصویر ذهنی درستی هم از آن ندارد. این مسئله سر راست وقتی حالت بحرانی پیدا می‌کند که می‌بینیم جای روایت‌های رسمی، مستند و کامل از این دوره‌ها در این میان کاملا خالی است.

چرا اجازه می‌دهیم تاریخ ما را دیگران روایت کنند؟

 این خلاء بزرگ در روایت تاریخ معاصر، مربوط به چند سال اخیر نیست. عمق این چاه خیلی عمیق‌تر از گنجیدن در این مقال است. همینقدر بگوییم که طی این سال‌ها آنقدر کلاف سیاست و سیاست‌زدگی به همه چیز پیچیده شده که حتی ثبت تاریخ معاصر و رخدادهای مهم این سال‌ها را نیز تحت تأثیر قرار داده است. عجیب است که در کتاب‌های درسی و متون دانشگاهی ما، روایت تاریخ تنها محدود به کنش‌های سیاسی است و از تحولات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی خبری نیست. اما حتی همین روایت سیاسی هم در 22 بهمن 57 متوقف می‌شود، گویی تاریخ در همانجا متوقف مانده است.

مهم‌ترین عامل این اتفاق خودسانسوری و محافظه‌کاری است. اگر معدود کتاب‌های تاریخ شفاهی چهره‌های تأثیرگذار انقلاب که فراوانی آن‌ها در دو سه سال اخیر قدری افزون شده است هم نبود، چه بسا از حساس‌ترین برهه تاریخ ایران، یعنی سال‌های اول انقلاب هیچ چیز بر جای نمی‌ماند. معطوف و محدود شدن روایت‌ها به دفاع مقدس، پرهیز افراد مطلع از صحبت کردن درباره مسائل آن دوران، زدن مُهر محرمانه بر پرونده‌هایی که روایت آنها می‌تواند نگاه نسل جدید به سال‌های گذشته را روشن کند، از مهم‌ترین دلایلی است که این چاه را عمیق‌تر کرده است. همین موجب می‌شود دو عرصه سینما و مستند ما هم از این غافله عقب باشد و در طول 4 دهه عمر انقلاب، معدود رخدادها و چهره‌هایی باشند که نقشی از آن‌ها بر پرده سینما و ردی از آن‌ها در آثار مستند باقی مانده باشد.

این آش آنقدر بی‌نمک است که فضا برای رسانه‌های دشمن به خصوص فارسی زبان آنسوی مرزها فراهم شده تا این تاریخ را آنطور که می‌خواهند، روایت کنند. روایت‌هایی یکسویه و تحریف‌شده، آن هم با استفاده از ابزار جذاب فیلم‌های مستند که این روزها اتفاقاً موج جالبی هم در سطح جامعه ایجاد کرده است. این یک اصل است که اگر ما روایت نکنیم، دیگران این کار را به جای ما انجام می‌دهند. این کم‌کاری ماست که به دشمن تاریخی‌مان بهترین فرصت را برای مصادره تاریخ داده است.

و اما مصاف... 

این مقدمه طولانی مهم‌ترین برهان این قلم برای تجلیل از مستندی به نام «مصاف» است که اخیراً منتشر شده و به ضرورت بزرگی پاسخ داده است. این مستند هر چند در ایام شلوغی انتخابات و در آستانه تعطیلی دانشگاه‌ها رونمایی و منتشر شد، اما توانست توجه رسانه‌ها را به خود جلب کند. ارزیابی عمق تأثیر این مستند نیاز به گذر زمان دارد تا بهتر دیده شود. برای این امر باید منتظر باز شدن دانشگاه‌ها باشیم و میزان استقبال فضای دانشجویی از آن را به نظاره بنشینیم. در ادامه همان مقدمه طولانی(!) ذکر چند نکته درباره این اثر مستند لازم به نظر می‌رسد.

اول، جسارت

«مرور روند ده‌ساله منجر به واقعه 18 تیر 78»، شاید ساده‌ترین عبارت توصیفی بر موضوع قسمت اول «مصاف» باشد. موضوعی که در تاریخ ایران پس از انقلاب اسلامی یک نقطه عطف تاریخی محسوب می‌شود. وقتی سازنده بر موضوعی حساس و پرحاشیه دست می‌گذارد، خود به خود انتظار مخاطب را بالا می‌برد. این انتظار وقتی دو چندان می‌شود که ساخته او نمونه پیشین هم نداشته و باشد به اصطلاح «اولین» باشد. پیچ و خم‌های خاص برای یافتن روایت دقیق از تاریخ معاصر و نقاطی که محل اختلاف هستند، بر دشواری ساخت چنین کاری می‌افزاید. در کنار همه این‌ها، پرداخت به عملکرد چهره‌هایی که هنوز هم در هرم قدرت سیاسی و اجرایی کشور هستند، مستلزم داشتن یک شجاعت و جسارت بزرگ است. جسارتی که تنها در سازندگان جوان چنین آثاری وجود دارد. این شاید مهم‌ترین خصلت متمایزکننده «مصاف» است. سازندگان جوان این مستند در «مرکز مستند سفیر» تجربه‌های آغازین خود را با گام‌های بزرگ آزموده‌اند. مهم‌ترین عاملی که موجب شده آن‌ها در این آزمون، نه امتیاز تمام، اما نمره قبولی را بگیرند، همین جسارت است. جسارتی که می‌تواند رسانه ملی را متحول کند، اما حتی یک دهم آن هم در صداوسیما برای ساخت چنین آثاری دیده نمی‌شود.

تنوع چهره، «تا حد توان»

استفاده از مصاحبه با 10 چهره سیاسی، فرهنگی و رسانه‌ای در این مستند بر اعتبار آن افزوده است. این اعتبار افزایی در حالی است که این افراد نمایندگان یک طرز تفکر یا جناح سیاسی نیستند، پیمودن مسیر از صفار هرندی تا محمدعلی ابطحی و از مرتضی نبوی تا صادق زیباکلام، راه زیادی است که در این مستند به خوبی انجام شده است. نکته‌ای که بلافاصله پس از پایان فیلم به ذهن می‌رسد، جای خالی چهره‌هایی  است در آن حضور ندارند. به طور مثال نبود کسی که نماینده فکری یا حداقل مدافع دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی باشد، به وضوح دیده می‌شود. اما در پایان تیتراژ وقتی با عنوان «کسانی که حاضر نشدند جلوی دوربین بیایند» و سیاهه این افراد مواجه می‌شویم، علت عدم حضور دیگر چهره‌ها و خلاء بزرگ روایت‌هایی اینچنین مشخص می‌شود، جای خالی که ریشه در محافظه‌کاری و حاضر به مصاحبه نشدن افراد تأثیرگذار دارد. این اقدام ظریف در تیتراژ نشان می‌دهد که سازندگان تا حد توان در این خصوص تلاش کرده‌اند و خود به خود پاسخ برخی سؤال‌ها را می‌دهد.

با این حال در حساس‌ترین نقطه مستند که وقایع 18 تیر مرور می‌شود، جای خالی دو چهره کاملاً به چشم می‌خورد. نفر اول سردار فرهاد نظری که شخص اول در غائله ورود نیروی انتظامی به کوی دانشگاه بود. او کسی است که در دادگاه از عملکرد خود در آن ماجرا دفاع کرد و تبرئه شد، فیلم جلسات دادگاه وی از تلویزیون پخش شد و کتاب خاطرات او نیز منتشر شده است. با فرض اینکه او هم حاضر به مصاحبه نشده باشد، حتی نقل قولی از او نیز در فیلم وجود ندارد. نفر دوم مسعود ده‌نمکی است. او نه تنها اکنون یک چهره شناخته شده رسانه‌ای و سینمایی است که در آن زمان در قامت یک روزنامه‌نگار انقلابی در بسیاری از صحنه‌ها حضور داشت. قطعاً او حرف‌های شنیدنی از آن دوره دارد و آرشیو نوشته‌هایش در هفته‌نامه شلمچه موجود است.

آرشیو، نریشن و مصاحبه 

با توجه به اینکه اثر روایت خطی تاریخی دارد و زمان آن هم نسبتاً طولانی است، بهترین راه برای جلوگیری از خسته شدن مخاطب استفاده از تصاویر آرشیوی است. بخش زیادی از توفیق و قوت آثاری تاریخی، استفاده به جا و انتخاب مناسب چنین تصاویری، به خصوص تصاویر منتشر نشده است. مستند مصاف هرچند در میانه‌های فیلم از این قوت کم بهره برده است، اما به عوض در شروع و پایان توانسته مخاطب را به خود جلب کند. این مسئله به خصوص در مورد سخنرانی‌های آن دوران هاشمی رفسنجانی و خطبه‌های نماز جمعه وی کاملاً به چشم می‌خورد. باید بدانیم که به خاطر بسته بودن درِ آرشیوهای صداوسیما و عدم دسترسی به فایل چنین تصاویری در ایران، جمع‌آوری آن‌ها زحمت زیادی می‌طلبد، آنقدر که سازندگان مصاف برای جلوگیری از ضعف اثر مجبور شده‌اند از تصاویر آرشیوی AP (خبرگزاری آسوشیتد پرس) بیشتر از تصاویر تلویزیون ایران در مستندشان استفاده کنند! در کنار این کار استفاده به جا از نرشین در کنار مصاحبه‌ها و حتی استفاده از دو خواننده متن، به پیش‌برنده بودن مستند و عدم اُفت ریتم آن کمک کرده است.

ادامه دارد...

"مصاف1"، به دور از پیچیدگی های روایی با یک ساختار خطی دیدنی های زیادی دارد. دیدنی هایی که می تواند در بعضی نقاط سطح  آن را تا حد عنوان یک سند تاریخی بالا بیاورد اما به دلیل مواردی که ذکر آن رفت این قوت در تمام آن گسترده نشده است. امیدواریم در تولیدات بعدی سفیر این نقاط قوت پررنگ تر شوند و با این امید به انتظار آنها می نشینیم.

یا علی مددی

یک خانواده آبرومند/ نگاهی کوتاه به فیلم دهلیز

محمد مهدی شیخ صراف- در اخبار پیش از اکران و سایت اینترنتی رسمی فیلم دهلیز، خلاصه آن چنین درج شده: «دهلیز داستان زنی‌ است که سرپرست خانواده است و با تلاش و کوشش سعی کرده زندگی خوب و آبرومندی برای خود و تنها پسرش فراهم کند. با رسیدن نامه ای زندگی آنها دچار تحول می‌شود و در مسیری جدید قرار می‌گیرد…» خلاصه ای دو خطی و سربسته که بر خلاف اصل داستان فیلم جذابیتی را برای مخاطب ایجاد نمی کند! گویا صاحبان فیلم از ترس لو رفتن داستان فیلم یا جلوگیری از حاشیه‌های احتمالی، بی خاصیت ترین حالت را برای این خلاصه انتخاب کرده اند!

 اما مخاطب عام برای تماشای یک فیلم به خلاصه ها کاری ندارد و بیشتر از همه به عکس سردر سینما و بازیگران آن نگاه می کند. و نقاط قوت فیلم از همین جا آغاز می شود؛ سه شخصیت اصلی فیلم یعنی هانیه توسلی(شیوا)، رضا عطاران(بهزاد) و محمدرضا شیرخانلو (امیرعلی) به ترتیب نقش مادر، پدر و کودک خانواده دهلیز را دارند. در کنار تجربه موفق رضا عطاران در فاصله گرفتن از طنز و ایفای یک نقش جدی، هانیه توسلی هم توانست در نقش مادری جوان سیمرغ بازیگری نقش اول زن را برای این فیلم به خود اختصاص دهد. محمدرضا شیرخانلو هم که اخیراً در سریال ماه رمضانی دودکش بر صفحه تلویزیون ظاهر شد، در دهلیز تصویر یک بازیگر خردسال حرفه ای را به نمایش می‌گذارد.

 همه اینها در کنار هم با قرار گرفتن در یک داستان مشخص، فیلمی آبرومند و البته بی‌ادعا پدید آورده‌اند که روایتی باورپذیر از یک خانواده درگیر ماجرای قصاص در فصول سرد سال دارد. رویارویی پدری در آستانه قصاص با فرزند خردسالش که حتی از زنده بودن او بی خبر بوده، حکایتی است که در دهلیز رخ می دهد. به نظر می رسد صحنه اولین دیدار امیرعلی با پدرش در زندان بی هدف رها شده اما در ادامه شکل گیری ارتباط این دو با هم در عین غریبگی، در حالی که مادر قصه در تلاطم گرفتن رضایت از خانواده مقتول است بر ظرافت این حکایت می افزاید. هرچند مخاطب، علت این همه لجاجت، عصبانیت و بی طاقتی خواهر مقتول را درك نمی كند، اما پرداختن به طرف دیگر ماجرا و نشان دادن حال و روز خانواده و به خصوص مادری که به خاطر اشتباه پدر محکوم قصه، جوان خود را از دست داده، به نگاه منصفانه فیلم کمک کرده است. تکمیل کننده اینها نگاه امیدوارانه ای است که در سرتاسر «دهلیز» جریان دارد. این یک موفقیت برای بهروز شعیبی در روزگاری است كه موضوع قصاص به بدترین شکل ممکن در برخی آثار سینمایی، ناجوانمردانه مورد هجوم قرار می گیرد و پدیده ای غیر انسانی جلوه داده می شود.  

وجه مثبت دیگر این فیلم که بر ذهن و دل تماشاگر می‌نشيند، اصالت نهاد خانواده و قرار گرفتن آن در محور قصه است. بستر ثابت فیلم، شکل گیری دوباره خانواده ای سه نفره است که یک حادثه آن را به‌هم ریخته. این مفهومی فراتر از موضوع قصاص است که بدون افتادن به ورطه شعار و بدون نمادها، نماها و دیالوگ های اضافه شکل می گیرد و در ذهن ناخودآگاه مخاطب حک می شود. دقیقاً همان چیزی که در آثار ایرانی کمتر مشابه آن را می توان یافت. انگار همه فراموش کرده اند می توان در پس قصه ای که ذهن مخاطب را به گره گشایی خود مشغول کرده، دریافت متعالی ديگري شکل گیرد و در ذهن او رسوب کند اما دهلیز در این امر موفق است. 

دریافت سیمرغ بهترین فیلم بخش نگاه نو جشنواره فجر و حضور در 10 رشته بخش سودای سیمرغ جشنواره به عنوان نامزد دریافت جایزه، نشان دهنده قابلیت بالای این فیلم از لحاظ سینمایی است و نوید روندی رو به رشد را برای این کارگردان جوان و آثارش می دهد.

یاعلی مددی

شیوع ویروس زامبی‌ در سرزمین های اسلامی!

هواللطیف

با انفعال سینمای مقاومت صورت می گیرد؛

شیوع ویروس زامبی‌ ها در سرزمین های اسلامی!

محمد مهدی شیخ صراف- زامبیها، مردههای متحرکِ ترسناک و بیمغز و بیروحی هستند که معمولاً آرام حرکت میکنند و علاقه زیادی به خوردن گوشت و مغز انسان دارند و از طریق گاز گرفتن و وارد کردن بزاق خود به بدن قربانیانشان آنها را همانند خود به یک مرده متحرک تبدیل میکنند.

تاکنون در هالیوود فیلمهای زیادی با محوریت زامبیها ساخته شده اند. فیلمهایی که پایان دنیا را با همهگیر شدن یک ویروس و تبدیل شدن تمام مردم دنیا به زامبی ها تصویر می کنند. معروفترین آنها سری 5 گانه رزیدنت اویل ( Resident EviL) است که هم اکنون قسمت ششم آن نیز در مرحله تولید قرار دارد. نسخه اول این فیلم در سال 2002 پس از موفقیت چشمگیر فروش جهانی یک بازی به همین نام در کنسول پلیاستیشن ساخته شد، تا اولین بازی کامپیوتری لقب بگیرد که فیلم سینمایی بر اساس آن ساخته شده است.

در این سالها فیلمهای سینمایی متعددی در هالیوود ساخته شده اند که در آنها مفاهیمی چون «افراطیگری»، «عدم پیروی از قانونهای جهانی»، «حرکت ویروسوار»، «حرکاتی که نتیجهاش برایشان مهم نیست»، «حملات انتحاری»، «بیفکر و غیرمنطقی و غیرقابل مذاکره بودن » با مسلمانی و مسلمانان همنشین شده اند. اما هم اکنون در اکران تابستانه هالیوود در بیش از سه هزار سینما در سراسر جهان فیلمی با عنوان جنگ جهانی
  (
World War Z) روی پرده است که تصویر جدیدی از مسلمانان را در خود گنجانده است. مسلمانانی در قامت زامبی!

 

   آتشی از گور اسامه

بدل كردن مسلمانان به «زامبي» ها اولينبار نيست كه در سينماي هاليوود صورت مي گيرد، چه آنكه درست يك سال بعد از كشته شدن «اسامه بن لادن» رهبر گروه تروريستي القاعده توسط ارتش آمريكا و سپردن جسد سوخته وي به اقيانوس، در سال 2012 فيلمي به نام «اوسامبي» (Osombie) ساخته شد كه در عنوان آن دو لغت «اسامه» و «زامبي» به عاريت گرفته شده است.در ذيل اين فيلم كه در آن نشان داده مي شد «بن لادن» اين بار در قامت يك زامبي از بطن اقيانوس دوباره زنده مي شود و به جهان باز مي گردد تا اعمال تروريستي خود را از سر گيرد و ارتشی از زامبیهای مسلمان تشکیل میدهد تا آخرالزمان را برپا کرده و دنیا را نابود کند.در این فیلم که چندان هم سر و صدایی نکرد و مورد استقبال هم قرار نگرفت برای اولین بار دو جریان اسلامهراسی و زامبیهراسی به هم رسیدند و برچسب زامبی به مسلمانان نسبت داده شد؛ زامبیهایی که اللهاکبرگویان بهدنبال خوردن گوشت دیگر انسانها و انتقال ویروس خود به آنها هستند. اما در روایت 2013، جنگ جهانی Z مستقیماً به قلب ماجرا می زند و به فلسطین می رود.

 

   باز هم یک جنگ جهانی

فیلمنامه جنگ جهانی Z ، با بازی بازیگر سوپراستار مطرح آمریکایی، «برد پیت» برگرفته از کتابی با همین عنوان است. کتاب «جنگ جهانی Z: تاریخ شفاهی جنگ زامبیها» نوشته «MaxBrooks» انتشار یافته در سال 2006 است و مکس بروکس که یهودیت را از پدرش به ارث برده است فوقتخصص نگارش داستانهای مرتبط با زامبیهاست. بودجه تولید فیلم ابتدا رقمی درحدود 150 میلیون دلار بود، اما فیلمبرداری مجدد و اقدامات اضافی که زیر نظر پیت انجام شد، بودجه را به رقمی حدود 190 میلیون دلار رساند. 

پیت در این فیلم در نقش یک مأمور سازمان ملل به نام گری لین بازی میکند که سفری بینالمللی را شروع میکند تا مانع از شیوع نسل زامبیها شود. او در کنار تلاش برای نجات جان مردم عادی، باید به فکر نجات خانواده خود نیز در برابر حمله زامبیها باشد.فیلم شروعی غافلگیر کننده و توفانی دارد. عده ای زامبی به نوعی ویروس کشنده مبتلا شده اند که آنها را تبدیل به موجوداتی درنده و خونخوار کرده که تنها هدفشان ویرانی و نابودی انسانهاست. این زامبی ها که در این فیلم مصممتر و سریع تر از هر زمان دیگری هستند، ناگهان کل منطقه را به محاصره درآورده و شروع به قلع و قمع ملت می کنند. اما زمانی که گری و خانواده اش به کشتی برده می شوند به او اعلام میشود که باید در نقش قهرمان داستان به دنبال درمان این زامبی های نگون بخت باشد و از همین جا مشکلات ساختاری فیلم آغاز می شود و تا انتهای فیلم، به اوج خود می رسد.

 

   پراکنده و بی ربط

تماشاگر در « جنگ جهانی Z » با قهرمانی مواجه است که هیچ هویت و شخصیت مستقلی ندارد و تنها این تصاویر پس زمینه و اتفاقات و اشارات سیاسی است که مسیر فیلم را به جلو هدایت می کند.

هرچند فیلم به مدد قدرت فنی هالیوود اکشن قابل قبولی دارد اما خط داستانی اپیزودی فیلم پراکنده است و مدام از لوکیشنی به لوکیشن دیگر در سراسر دنیا میرود تا گاه بدون هیچ منطق و قافیه ای صرفاً تحرک فیلم حفظ شود و البته اهداف سازندگانش هم برآورده کند .فیلم در فیلادلفیا آغاز میشود و پس از آن به نیويورک، نیوجرسی و سپس به یک ناو هواپیمابر در 200 مایلی سواحل شرقی منتقل شود.از آنجا فیلم با سفری طولانی به کرهجنوبی ادامه می یابد.اما «جنگ جهانی Z » در ادامه کار را خراب تر می کند و تصمیم میگیرد فیلمنامه سراسر اکشنش را در مسیر سیاسی به کار گیرد تا نشان دهد مسائل مالی پشت پرده نیز در این امر بی تأثیر نبوده است. به همین جهت، گری ناگهان سر از اورشلیم (بیت المقدس) درمیآورد و ما شاهد این هستیم که اسرائیلی های بی نوا(!) در آنجا در حال ساخت یک دیوار عظیم در برابر زامبیهای خونخوار(!) هستند. این دیوار که مشخصاً مابه ازای بیرونی آن را همه دیده اند، در اینجا نقش محافظ در برابر جماعت زامبی را ایفا می کند.

 

جنگ جهانی زد Z

 

   اورشلیم، در محاصره زامبی ها!

در فیلم نشان داده مي شود كه ويروس «زامبي»ها که از يك كودك چيني منتشر شده به يك فلسطيني منتقل مي شود. در فاصله ای كوتاه تعداد زيادي از فلسطيني ها به «زامبي» بدل مي شوند و در ادامه آنقدر زیاد میشوند كه براي پيدا كردن طعمه هاي جدید به سمت ديوار حائل که مرز جدا كننده اراضي اشغالي در سرزمين غصب شده فلسطيني هاست حمله مي برند. 

در اين لحظه دوربين با يك نماي وسيع كه توسط هلي كوپتر در حال پرواز گرفته مي شود، نشان مي دهد كه اسراييلي ها در پشت ديوار حائل مشغول دعا خواندن براي دور شدن از اين آسيب هستند و در آن سوء فلسطيني هاي «زامبي» شده براي كشتار وخوردن اسراييلي ها در صدد عبور از ديوار حائل هستند.  اینجاست که در يك روايت ساده، اسراييلي هاي غاصب را مردماني بي گناه نشان مي دهد كه در «اورشليم» امنيت جاني ندارند و حيات آنها در خطر حمله فلسطينياني است كه بدل به «زامبي» شده اند. این روند در ادامه با ملحق شدن فلسطینی ها به اسرائیلی ها و برافراشته شدن پرچم و منقلب شدن زامبی های عزیز و... به نقطه اوج خود می رسد. واقعاً مشخص نیست چه در ذهن نویسنده داستان گذشته که داستانی تا این حد آشفته را را در ذهن خود پرورش داده است. در عین حال نه اتفاقات فیلمنامه و نه کلامی که از زبان شخصیت های داستان خارج می شود، توانایی این را ندارد که ارزش خود را به عنوان یک اثر ارزشمند و قابل تحمل اثبات کند.

 

   سیاست زدگی در دل اکشن

سیاست زدگی «جنگ جهانی Z » بیشتر از حد معمول است آنقدر در مقاطعی که یک نسخه شعاری بدل می شود. به خصوص در جایی از داستان که این دیالوگ را از زبان نماینده سازمان موساد می شنویم:«دولت اسرائیل مایل است که سلامتی همه انسانها با هر دین و مذهب و ملیتی را تضمین کند و سلامتی انسانها برایش در اولویت قرار دارد!»در نهایت درباره « جنگ جهانی Z » تنها می توان گفت؛ گویا سازندگان فیلم آنقدر درگیر گنجاندن پیامهای مورد نظر خود در این فیلم بوده اند که از بقیه موارد غافل شده اند. این فیلم در خوشبینانه ترین حالت ممکن، 35 دقیقه فیلمنامه مفید دارد و مابقی آن مغلطهای از اشارات سیاسی تبلیغاتی است که اصلاً وجه خوشی در قامت آثار مشابه خود ندارد. فیلم به اثری بدل شده که افکار کاملاً عجیب نویسندگانش را با جهت گیری های افراطی سیاسی، در قالب اتفاقات عجیب و غریب یک اثر زامبی- آخرالزمانی روانه ذهن مخاطب می کند. «جنگ جهانی Z» از لحاظ فنی ارزش بالایی دارد و قابل دفاع است اما از لحاظ محتوایی فاقد ارزش هست و پیامهای سیاسی اش هم هرچند در قالبی جدید ارائه شده اما باز کهنه و بی تأثیر است.

 

جنگ جهانی زد Z

 

   مقصد بعدی: ایران؟

با تمام این اوصاف و بر خلاف انتظارات فیلم با دوپینگهای تبلیغاتی توانست فروش موفقی را تجربه کند.هرچند تولید فیلم برای سازندگانش بسیار پردردسر بود و هزینه آن را در حدود 50 میلیون دلار افزایش داد اما رقم فروش گیشه اش آن قدر خوب بود که مسئولان پارامونت را به فکر یک دنباله برای این فیلم بیندازد. ظاهراً فروش خوب فیلم سختی های ساخت را از یاد پارامونت برده که آنها تصمیم به ساخت دنباله فیلم گرفته اند. برد پیت هم این موضوع را تأیید کرده و گفته می شود وی در رأس بازیگرانی است که برای بازی در قسمت بعد انتخاب شده است .اما مقصد بعدی کجاست؟

همانطور که در فیلم اشاره میشود، ویروس زامبی به پاکستان میرسد و سپس زامبیهای مسلمان پاکستانی از طریق مرز وارد خاک ایران میشوند. کسی چه میداند؟ شاید مقصد بعدی برد پیت برای مبارزه با زامبیها پاکستان، افغانستان یا حتی ایران باشد! تا وقتی دیپلماسی ایران و دیگر کشورهای اسلامی در حوزه سینما در انفعال کامل قرار دارد، اصلاً غیر منتظره نیست تمدن مدرن به انتهای راه رسیده آمریکایی این باردر ادامه داستان خود ایرانیها را در نسبتی مستقیم با زامبیها قرار دهد.

گفتگو با حجت الاسلام فقیهی، رئیس ستاد عمره و عتبات دانشگاهیان

هواللطیف

حجت الاسلام فقیهی، رئیس ستاد عمره و عتبات دانشگاهیان در گفتگوی تفصیلی با «نسیم»: طی 18 سال حضور در فضای فرهنگی دانشگاه ها، هیچ حرکتی را به اندازه عمره دانشجویی موثر نمی‌دانم/ مقام معظم رهبری تاکید کردند که حج را جوان کنید/ الان مشکل اصلی دو برابر شدن هزینه هاست؛ در پی اختصاص وام برای حل آن هستیم

گفتگو از : محمد صادق علیزاده، محمد مهدی شیخ صراف

 

+++

مقدمه. فصل عمره و عتبات دانشگاهیان به تازگی به اتمام رسیده است. حجت‌الاسلام فقیهی، رئیس ستاد عمره و عتبات دانشگاهیان برای تیین عملکرد این ستاد، در یک ظهر تابستانی مهمان خبرگزاری شد و به سوالات متعدد «نسیم» پاسخ گفت. مشروح این گفتگوی تفصیلی به شرح زیر تقدیم علاقه‌مندان می‌شود.

 

نسیم: لطفا مقدمه ای از فعالیت های ستاد عمره و عتبات و عالیات دانشگاهیان برای مخاطبان بیان کنید.

فقیهی: از خبر گزاری «نسیم» تشکر می کنم که این فرصت را در اختیار بنده قرار دادند و امیدوار هستم در زمینه اخبار دانشگاهیان و خصوصاً اخبار مربوط به عمره و عتبات بیشتر کوشا باشید. فعالیت های ستاد بعد از اتمام فصل عمره متوقف نشده است یعنی فعالیت های ستاد امور عتبات مقطعی نیست،زمانی نیست. برنامه های ما به گونه ای است که در طول سال در حال برنامه ریزی و اجرا هستیم.طبیعی است که ما بر سر در یک زمانی درگیر اعزام عمره هستیم و بعد از آن جلسات پس از سفر را داریم و نشست های مختلف برگزار می شود.

هفت نوع برنامه برای پس از سفر دانشجویان تعریف کردیم. اولین و جدیدترین این برنامه‌ها اردوی یک روزه در قم و جمکران بود.پنج شنبه ها به قم می آمدند و بیست و چهارساعت در قم می ماندند و در آنجا برنامه های فرهنگی،برنامه های کاروانی برای آنها داشتیم که با آمدن ماه مبارک رمضان تعطیل شد و بعد از ماه رمضان برای بچه ها برنامه مشهد را داریم.


نسیم: به نظر شما این برنامه‌ها محدود به ساکنین قم و تهران نیست؟


فقیهی: اتفاقاً اصلا اینطوری نیست، جالب است که برنامه قم بیشتر از سمت شهرستانی‌ها استقبال شد،ازکردستان و ایلام بیشترین افراد را داشتیم و امسال تهران کمترین استقبال را انجام دادند. اصفهان نسبتاً خوب استقبال کرده بود و ما الان برای مشهد نگران این هستیم که نتوانیم همه درخواست ها را پاسخ دهیم. ما در سال حداقل شش ماه اعزام به عتبات داریم و آخرین و ششمین برنامه ما که خاتمه یافت در دوم ماه مبارک رمضان بود و برای بعد از ماه مبارک رمضان برنامه ریزی کردیم که انشاالله از بیست و ششم اعزام ها صورت خواهد گرفت. ما آنگونه که در بحث عمره کار کردیم در بحث عتبات کار نکردیم و نواقصی وجود دارد،آم مظلومیتی که برای امام حسین(ع) وجود دارد ظاهرا در برنامه ریزی نیز وجود دارد یعنی خداوند وضع بهتری دارد.


نسیم:این مشکلات در چه بخش هایی وجود دارد؟

فقیهی: در همه بخش ها،بخش هتل،اسکان، تغذیه، برنامه های فرهنگی و در همه بخش ها امام حسین(ع) از همه جا مظلوم تر است.شما نگاه کنید سازمان حج و زیارت برنامه ریزی که برای عمره و حج می کند یقیناً قوی تر از برنامه ریزی است که برای عتبات می کند.


نسیم: شاید برای سابقه این سفر ها باشد؟


فقیهی: بخشی از این برنامه ریزی قوی به همین علت است و اگر بخواهیم خوشبینانه بگوییم برنامه ریزی برای عمره سابقه دارد است.


نسیم: بد بینانه آن چیست؟

فقیهی: بدبینانه آن این است که بالاخره عتبات است و مظلومیت و عشق مردم به امام حسین(ع) نمی گذارد ما وظیفه خود را درست انجام دهیم و نکته دقیقاً همینجاست که نباید عشق مردم به امام حسین (ع) من مسئول را به کوتاهی در برنامه ریزی سوق دهد و این غلط است. دانشجو به هر عنوانی علاقه دارد به زیارت امام حسین برود و من باید برنامه ریزی خوبی انجام دهم که متناسب با سلیقه دانشجو باشد،برنامه فرهنگی، برنامه زیارتی و سایر برنامه ها،من مدیر هستم و باید به همه چیز دقت کنم،چرا زمانی که دانشجو می گوید من عاشق امام حسین هستم و در هر شرایطی به زیارت می روم من مدیر از این عشق سواستفاده می کنم؟ 

شما که بر روی گردشگری کار می کنید،اگر یک تور سیاحتی یک سفر برود و نقایصی داشته باشد آن تور را تعطیل می کنند ولی این برخورد ها با زائر امام حسین نمی شود و علت این است که ما از عشق و علاقه مردم به امام حسین سوء استفاده می کنیم،کم کاری می کنیم و من این حرف را صریح عرض کردم،ما باید بیاییم و در این زمینه کار بکنیم،چرا باید زائری که پول داده به هتل بد برود؟ لذا ما در بخش عتبات با اینکه در بخش فرهنگی کار می کنیم ولی خیلی برنامه ریزی دقیقی انجام نداده ایم. 

در بحث عمره یا به دلیل نکته ای که دوستان فرمودند که برنامه ریزی برای این سفر ها سابقه دار است، عمره دانشجوی با اعزام یک کاروان از دانشگاه تهران با همت حاج آقای ابوترابی در سال 75 شروع شده است و بعد در سال 77 ستاد عمره دانشجویی تشکیل شد و بعد به ستاد عمره دانشگاهیان تبدیل شد و بعد هم ستاد عمره و عتبات دانشگاهیان شد. ما در سال گذشته بیشت 220 کاروان به سرزمین وحی اعزام کردیم و امسال به دلیل اینکه سهمیه ها کم شدند 113 کاروان اعزام کردیم ولی در سال جاری چند مشکل اساسی داشتیم.

اولین مشکل این بود که قیمت ها دو برابر شده بود،دومین مشکل این بود که ما وام نداشتیم با این وجود از دویست و هشتاد و پنج هزار نفری که ثبت نام کردند سی هزار نفر را قرعه کشیدیم و پانزده هزار نفر را را به عنوان اصلی و پانزده هزار نفر را به عنوان ذخیره اعزام کردیم و الام که بنده خدمت شما هستم مدارک در ستاد موجود است که عزیزان ثبت نام کردند و همه هزینه ها را پرداخت کردند ولی ما متاسفانه ظرفیت نداشتیم و آنقدر اشتیاق و تمایل به این سفر است که با اینکه گران شده وما وام نداریم شاهد بودیم مثلا یک پدر مادری آمده بودند و گفته بودند که ما هرچیزی که داشتیم فروختیم برای اینکه فرزندمان به این سفر برود و خود ما هم تا بحال نرفتیم.

بنده یک آماری را برای شما بگویم. ما طبق آماری که سال قبل گرفتیم، 404 نفر از زوج های ما افرادی بودند که مراسم عقد و عروسی آنها در مکه و مدینه بوده است که این یک آمار بالایی است،یعنی 404 زوج که مراسم عروسی آنچنانی همراه با گناه و مشکلات،گرانی و اصراف و هزینه های بالا را کنار گذاشته و یک مراسم معنوی در بهترین نقطه دنیا این مرایم را برگزارکردند.


نسیم: احتمالی وجود ندارد که این زوج ها بعد از برگشت از عمره مراسم عروسی برگزار کنند؟

فقیهی: ‌ببینید این اطلاعی بود که زوج ها به ما گفته اند و احتمال کمی دارد که بعد از برگشتن مراسم بگیرند. 


 

 

نسیم: رئیس سازمان رئیس سازمان حج اینجا آمده بودند و گفتند که یکی از سهمیه هایی که ما می خواهیم آن را صفر کنیم، سهمیه زوج های جوان است. یعنی من این حرف رازدم و ایشان گفتند که ما فقط زوج هایی را که مراسم ازدواج نمی گیرند و به جای آن به عمره می روند را اعزام می کنیم و من گفتم که این چه تضمینی وجود دارد که بعد از برگشت این مراسم را نگیرند؟


فقیهی: در این مورد هیچ تضمینی نیست و این چیزی بود که زوج ها اعلام کردند. این پیش شرط ما نبود. ما اولویت اعزام را افرادی دادیم که عقد آنها نزدیک بود، یعنی سیستم ما به گونه ای است که افرادی که تاریخ عقد جدیدتری دارند در اولویت هستند ولی این 404 نفر خود به ما اعلام کردند و ممکن است بعدا تحت فشار این مراسم ازدواج را بعدا برگزار کنند. آمار دیگری که گرفتیم از پانزده هزار نفری که اعزام شدند حدودا 2000 نفر اعلام کردند که ما در این سفر یک دور قرآن را ختم کردیم ولی خیلی بیشتر بودند که اعلام نکردند و در کاروانی که بنده بودم بیش از ده نفر بودند که اعلام نکردند.

عمره دانشجویی یک حرکت ناب فرهنگی است و بنده حدود 18 سال است که در فضای فرهنگی دانشگاه ها هستم و هیچ حرکتی را به اندازه عمره دانشگاهیان موثر نمی دانم،البته این کار ربطی به ما ندارد و خدا و پیامبر هستند که کار را درست می کنند و ما فقط زمینه اعزام را فراهم می کنیم ولی بسیار رخ داده که در جوانان تحول رخ داده است. 

ما سه نظر سنجی در این حوزه داریم، یکی قبل از سفر دانشجو که چه مشکلاتی دارد،به این سفر رغبت دارد؟یک نظر سنجی حین سفر است که بیشتر جنبه آسیب شناسی دارد و یک نظر سنجی هم بعد از سفر داریم که سه ماه بعد از سفر آن را انجام می دهیم. 

در سال 90 یک نظر سنجی کردیم تا ببینیم که نتیجه سفر چه بوده است؟حدود 83.5 درصد گفته بودند که نتیجه این سفر تحول و دگرگونی بوده است. من در روزهای آخری که مکه بودم با خودم گفتم که شاید الان که در مکه هستیم شاید این نظرات بیان شده و ما سه ماه بعد به همراه مجله زمزم که به دانشجویان ارسال می شودیک نظر سنجی دیگر ارسال کردیم و سوالات به یک نحو دیگری پرسیده شده بود و سوالات غیر مستقیم بود،جالب است که دو آمار ما با آمار قبلی تغییر کرده بود یکی اینکه نتیجه تحول را 85 درصد یعنی بیشتر از آنکه در مکه گفته بودند،در مکه پرسیده بودیم که ایا دید شما به روحانیت عوض شده و ایا مثبت شده؟ حدود 81 درصد گفته بودند که نظر ما عوض شده و دید مثبتی پیدا کرده ایم و در نظرسنجی بعد از سفر 85.5 درصد گفته بودند که دید ما به روحانیت مثبت شده است واین نشان می دهد که این یک سفر نابی است. نامه های زیادی از دانشجویان داریم که تقریبا روزانه ده نامه برای ما ارسال می شود و عمده حرف این بچه ها این است که ما را در این فضای فرهنگی خراب رها نکنید.


نسیم: کمی هم در خصوص تاثیر عمره‌های دانشجویی که در سنین جوانی انجام می‌شود صحبت کنید.

فقیهی: مقام معظم رهبری فرمودند که حج را جوان کنید یعنی چه؟ یعنی جوانان به حج بروند و پیرمرد کاری نمی تواند بکند.روایت داریم و که اصلا عبادت مربوط به جوانان است،پیرمرد که اصلاً حال عبادت ندارد.می خواهد دو رکعت نماز شب بخواند ولی توان ندارد،عبادت نشاط می خواهد و جوان که نشاط دارد باید به حج برود،زمانی که یک پیره مرد می رود چه اتفاقی می افتد؟جز اینکه دیگران فقط بگویند در ایران فقط پیرمردها عبادت می کنند، سابق بر این می گفتند که فقط پیرمرد ها به عمره می روند و بعد از اینکه عمره دانشجویی رفت در کل جهان یک تغییر جهتی صورت گرفت.

من در روز شهادت حضرت فاطمه(س) در بقیع بودم و به بچه ها توصیه کردیم که هم لباس سیاه بپوشند و هم در بقیع با سکوت بنشینند، خدا می داند که این صحنه از یاد من نمی رود که بچه ها در کنار در تا انتها در سکوت نشسته بودند و اصلا نیازی نبود که کسی روضه بخواند و هر کسی این صحنه را می دید آتیش می گرفت که چه اتفاقی افتاده که این جوانان آمده اند؟چه اتفاقی افتاده که این همه جوان با ای وضع آمده اند؟ این یک حرکت فرهنگی است.اگر ما معتقد هستیم که نظام ما و انقلاب ما یک انقلاب فرهنگی است یعنی نباید پیرمرد برود و این به این معنا نیست که به پیرمرد بگوییم تو به عمره نرو،پیرمرد برای ما خیلی ارزش دارد اما اینکه ما اولیت بندی کنیم که ایا پیرمرد برود و یا جوان برودخوب مشخص است که اولویت با جوانان است. 

پیامبر فرمودند که پیرمرد ها با ما مخالفت کردند ولی جوانان با ما هم قسم شدند مگر غیر از این است که دور و بر پیامبر را بیشتر جوانان گرفته بودند.ما باید این دید کلی را داشته باشیم که نگاه فرهنگی ما بر روی جوانان باشد و این سیاست مقام معظم رهبری این است که اولویت را به جوانان بدهیم.من یک زمانی یک پیر مرد و پیرزن که مریض بودند و بر روی تخت خوابیده بودند و دیدم که پیرمرد در حال اشک ریختن است و بعد کنار پیرزن رفتم،به من گفت که حاج آقا به جوانان بگو که تا جوان هستند عبادت کنند،من جوان که بودم با خود می گفتم که پیر که شدم ذکر می گویم و عبادت می کنم والان یک دانه صلوات هم نمی توانم بگویم.


نسیم: حاج آقا فرمودید که هزینه ها دو برابر شده است ایا برای دوره بعدو سال بعد فکری کرده اید؟

فقیهی: دنبال آن هستیم که بحث وام را حل بکنیم و معتقد هستیم که این سفر نباید به دانشجو یا به خانواده فشار بیاید ومن خبر دارم که بعضی از خانواده ها واقعاً تحت فشار قرار می گیرند،ما برنامه ریزی کردیم ولی این برنامه ریزی بستگی به برنامه ریزی وزارت ارشاد دارد،البته ما نامه ای به رئیس جمهور منتخب نوشته ایم که رئیس شورای عالی حج هستند و درخواست ملاقات کردیم زیرا که ایشان بالا ترین مقامی هستند که هم از لحاظ ظرفیت ها هم از لحاظ هزینه ها می تواند تصمیم بگیرند البته جا دارد که من از بعثه مقام معظم رهبری تشکر کنم که واقعاً در حد فوق تصور همکاری می کردند چه در زمان اقای ری شهری و چه در زمان مدیریت فعلی. البته سازمان حج هم با ما همکاری نزدیکی داشته و در مکه و مدینه دویست و پنجاه شش اتوبوس با هزینه خود اجاره کردند تا رفت و آمد ما آسان شود ولی امیدوار هستیم که با حمایت های رئیس جمهور منتخب بتوانیم باز هزینه ها را کاهش دهیم.


نسیم: ایشان با این جلسه موافقت کردند؟

فقیهی: هنوز بنده خبری ندارم. پنجاه درصد قضیه که درخواست ما بوده، حل است. 


سوال: یعنی هیچ برنامه مشخصی در خصوص هزینه های حج آینده مشخص نیست؟

فقیهی: خیر هیچ چیزی مشخص نیست.


نسیم: در صحبت های خود عنوان کردید که بعد از سفر برنامه های فرهنگی برای دانشجویان دارید و به نشریه زمزم اشاره کردید،ایا برنامه های دیگری هم در این زمینه دارید؟

فقیهی: یک ارتباط ایمیلی با این دوستان داریم که خیلی هم تشکر کردند و این یک حرکت بدون هزینه برای ما است که دانشجویان هم خیلی استقبال کردند که حدودا از ماه رمضان گذشته تا الان هشت ایمیل برای دوستان ارسال شده است.ارتباط بعدی ارتباط کاروانی است و به کاروان ها گفتیم که بعد از سفر جلسات کاروانی بگیرند و روحانی و مدیر کاروان دانشجویان را دعوت کنند که بعد از سفر یک الی دو جلسه برنامه های کاروانی می گیرند.ما همایش های استانی داریم که در هفته گذشته در مشهد داشتیم که از 800 نفری که از مشهد اعزام شده بودند حدود 600 نفر در این هماسش بعد از اعزام شرکت کرده بودند و زمانی که رئیس حج و زیارت مشهد آمد گفت که من تعجب مب کنم که برای چه این همه آدم امده اند؟

قبل از سفر که رفته اند و اگر این حضور قبل از سفر بود یک توجیه داشت ولی چرا این همه ادم در روز جمعه قبل از ماه رمضان به این جا آمده اند؟باور کنید که تا ساعت دوازده که جلسه طول کشید شاید ده نفر هم سالن را ترک نکرده بودند،یک ارتباطی با مدینه برقرار کردیم و بچه ها در فضای مدینه رفتند و یکی از کنار دستی های من به من گفت که من انگاری که الان محرم شدم و مشابه این جلسه در استان های دیگر نیز برگزار شده است،ما فصلنامه زمزم را داریم،سی دی های مختلف برای این دوستان ارسال می کنیم.


نسیم: محتوای این سی دی ها چیست؟

فقیهی: موارد آموزشی است و بخشی از آن شبهاتی است که ممکن است بعد از سفر برای این عزیزان پیش آمده باشد پاسخ داده می شود.یک سری جزوات آماده کردیم که جزوات بیست گانه است و در مقاطع مختلف برای بچه ها ارسال می شود و در همه این موارد مسابقه تهیه می شود.یک کتابی را برای آنها آماده کردیم که دارای چهل موضوع اخلاقی است،رساله های دانشجویی برای آنها ارسال می شود و تقریبا تا دو سال ارتباط ایمیلی،مکاتبه ای و محصولات فرهنگی برقرار می باشد. بعد از دو سال با هزینه ای که از آنها می گیریم می توانیم این ارتباط را حفظ کنیم و این ارتباط بسیار خوب جواب داده است.


نسیم: ایا برآیندی از نوع و جنس شبهاتی که مطرح می شود داشته اید؟

فقیهی: من هر سال آسیب شناسی می کنیم که ایا واقعاً دانشجویان تحت تاثیر قرار می گیرند یا خیر؟ برای دانشجو بین شبهه و سوال فرق وجود دارد،بنده به عربستان می رسم و می بینم که صف های منظم و سر ساعت مغازه ها برای نماز تعطیل می شود و برای دانشجویان سوال پیش می اید که چرا ما شیعیان اینطوری نیستیم؟این سوال غیر از شبهه است.ما در مورد بقیع بررسی کردیم که 37 شبهه در این مورد مطرح می شود و ما این 37 شبهه را پاسخ دادیم و بر روی یک نوار به دانشجویان تقدیم می کنیم.

بررسی که در این چند ساله انجام دادیم فهمیدیم که برای دانشجو چند چیز خیلی مهم است. اول اینکه چرا این ها به نماز اینقدر اهمیت می دهند ولی ما اهمیت نمی دهیم؟که این یک واقعیتی است.دوم اینکه بحث وضو،سجده و تکتع و دست بسته نماز خواند بیشترین سوالات مطرح شده از سوی دانشجویان بوده است لذا ما یک جزوه از سنت پیامبر تهیه کردیم و به این چند شبهه پاسخ داده ایم و روز اولی که دانشجو می رود این جزوه در اختیار او قرار می گیرد لذا ما زمانی که برای پاسخگویی به شبهات وهابیت جلسه ای بعد از سفر گذاشته بودیم خیلی مورد استقبال قرار نگرفت چون زیاد برای انها مشکلی بوجود نیامده بود.

یکی از نقاط مثبت ما این است که ما اهل سنت را به همراه دانشجویان اعزام میکنیم و این ها آنقدر با هم رفیق هستند که برای جهان اسلام موضوع حل می شود. 

من واقعاً اعتقاد دارم به مدیران می گویم که در مدینه نشاط را از دانشجویان نگیرید، دانشجویان را خسته نکنید و بگذارید که دانشجویان شب کنار هم بنشینند و بخندند و چرا اینقدر بسته رفتار می کنید،آقاجان این ها جوان هستند و باید بخندند و تفریح داشته باشند،به مدیران می گویم که نکند در این سفر فقط مداحی بکنید و روضه بخوانید و کمی هم فضا را شاد کنید.ما فقط یاد گرفتیم که ایراد بگیریم و بلد هم نیستیم.ما جوان را نشناختیم و نمی دانیم چگونه با او برخورد بکنیم و بعد هم می گوییم که چرا جوانان از دست ما در رفتند و خدا می داند که جوان ها از دست ما در نرفتند و جوانها خوب هستند ولی ما بلد نیستیم که چطور با آنها رفتار کنیم. ما به قله قاف رفتیم و فکر می کنیم که این ها بی دین هستند و ما هیچ نزدیکی با آنها نداریم لذا در این سفر به روحانی کاروان و مدیر می گویم که جلسات طولانی نباشد،به بچه ها نشاط بدهید و درعین حال عبادت هم بکنند و متاسفانه برخی از کاروان ها اینگونه نیستند.


نسیم:یک بخشی مربوط به ظواهر است و می گویند که لباس جوان چنین است و چنان است و بخشی دیگر هم بچه هایی که خیلی معتقد هستند عموما در مدینه درگیر می شوند و بحث می کنند.


فقیهی: الان دیگر این برخورد ها خیلی کم شده است. چون مدیران وروحانی ها توجیه هستند کمتر شاهد این برخورد ها هستیم.ما در مدینه بودیم و روحانی کاروان آقای تقوی بود والان هم بندرعباس است ولی آن زمان از مشهد و شیراز پرواز داشت،ما با این کاروان که 120 نفر بودند آمدیم و به مدینه که رسیدیم و حدود 20 نفر از دانشجویان دانشگاه شیراز در هواپیما هدفون توی گوش‌شان گذاشته و موسیقی گوش می‌کردند. زمانی که ما به هتل رسیدیم و یک استراحت کردیم و میخواستیم به زیارت برویم عده ای از بچه ها گفتند که یا ما نمی آییم و یا این بیست نفر نباید بیایند،من داد زدم و گفتم که اگر این 20 نفر نیایند من اصلا حرم نمی روم واین حرف را بچه ها شنیدند و خیلی هم تعجب کردند و به هر ترتیب بچه ها را راضی کردیم که این بیست نفر هم بیایند.

بقیع که رفتیم یواش یواش این بیست نفر یک تلنگری خوردند و یکی از انها گفت می شود یک روضه ای برای ما بخوانید؟ یک روضه ای برای آنها خواندیم و آنها شدیداً گریه کردند،سه سال از آن سفر گذشته است و آن روحانی کاروان گفت که آن بیست نفر ارتباط قوی تری از آن صد نفر با من دارند،این بیست نفر همه چیزرا کنار گذاشتند و این نتیجه یک برخورد عاقلانه بود.یکی از مزایای اینکه ما گزینش نمی کنیم و فقط قرعه کشی می کنیم همین است.


نسیم: ایا اتفاق افتاده که بچه ها با این وهابی ها که تبلیغ می کنند بحث کنند و کار به تنش بکشد؟


فقیهی: چون دانشجویان را توجیه می کنیم این حوادث کم شده است.اگر ما بخواهیم جوانان را خیلی منع کنیم آنها حساس می شوند.من همیشه می گویم که اگر ما حرف داریم پس نباید بترسیم.


نسیم:حاج آقا کماکان مشکل دانشجویان دختر مجرد سر جای خود است؟

فقیهی: این مشکل از طرف عربستان است.


نسیم:شما رایزنی نکرده اید؟

فقیهی: این قانون عربستان است و البته خب باید در سطح روابط حل شود.


نسیم: دانشگاه های شهرستان ها از سهمیه‌های اختصاص داده شده ناراضی هستند، علت چیست؟

فقیهی: سوال مهمی کردید.ما سهمیه خود را تقسیم میکنیم،41 درصد سهمیه دست وزارت علوم است،20 درصد مربوط به سایر است. ما هرچقدر سهمیه داشته باشیم 41 درصد آن مربوط به دانشگاه های وزارت علوم است،20 درصد مربوط به سایر دانشگاه ها مانند دانشگاه های غیرانتفاعی و نظامی و غیره،8 درصد مربوط به وزارت بهداشت است و مابقی هم مربوط به دانشگاه ازاد است.مثلا برای دانشگاه های پزشکی 8 درصد هم زیاد است اما چون حضور آنها در دانشگاه بیشتر از وزارت علوم است ظرفیت آنها اضافه شده است. 41 درصد سمیه برای دانشگاه های وزارت علوم است چون این دانشگاه ها از جهاتی قوی تر باشند این درصد را در نظر گرفته شده است. بعد از این اختصاص سهمیه به تعداد دانشجویان هر دانشگاه این سهمیه تقسیم می شود.


نسیم:الان جمعیت دانشجوی وزارت علوم با جمعیت دانشجوی دانشگاه آزاد برابر است ولی سهمیه دانشگاه آزاد کمتر است!

فقیهی: ما 4 میلیون و 600 هزار دانشجو داریم. وزارت علوم 2 میلیون و اندی دانشجو دارد. وزارت بهداشت که زیر 100 هزار تا دانشجو دارد و پیام نور و علمی کاربردی که زیر نظر وزارت علوم است تعداد دانشجویان وزارت علوم را افزایش داده است و این تقسیم سهمیه در حضور نمایندگان این وزارت خانه ها و دانشگاه ها صورت می گیرد.پس ما طبق سرانه دانشجو هامثلا این 41 درصد را به دانشگاه های وزارت علوم تخصیص می دهیم و خود آنها به ما می گویند که این تعداد به فلان دانشگاه بدهید و خود آنها این 41 درصد را با توجه به تعداد دانشجوی هر دانشگاه تقسیم می کنند.

اما یک بخش دیگری هم وجود دارد که مثلا نخبه ها باید جدا باشند که از آن بیست درصد به بنیاد ملی نخبگان اختصاص می یابد وتشکل ها،برگزیدگان جشنواره ها هم جزو این بیست درصد هستند که سیستم آنها قرعه کشی نیست.


نسیم: ستاد عمره و سازمان حج و زیارت از نمونه های موفق مدیریت فرهنگی هستند.ایا برنامه ای برای جذب پایان نامه های تحصیلات تکمیلی در این حوزه ها دارید؟


فقیهی: بنده به دنبال دو ایده بودم که اولی این بود که دو واحد اختیاری از دروس معارف به معارف حج اختصاص ییابد و برای آن در جلسات مختلف شورای عالی انقلاب فرهنگی شرکت کردم و به یک مشکلی برخورد کردم و آن را دنبال می کنم،ببینید اسرار زیاد است و ما نمی خواهیم زمانی که دانشجو به حج رفت یک پوسته ببیند و برگردد،ما هسته های قوی داریم که در دوازده روز امکان پذیر نیست قابل درک باشد.قران می فرمایند که فیه آیاتٌ بینات،مقام ابراهیم خود یکی از بینات است،کعبه، مسحد الحرام همه از ایات بینات الهی هستند.

وقتی من به دانشجوی شیعه خود می گویم زمانی که وهابی ها می گویند پایین را نگاه نکن،مگر خداوند آنقدر بخیل است؟این گونه که نیست؟یک چیز دیگری است،می گوید که خود را نبینید،خودبینی را کنار بگذار و این خودرا فراموش کنید،این بیست چهار چیز یک درس زندگی به بشریت می دهد.یک مثال ساده عرض کنم،وقتی می گوید که خود را نبینید و اگر ما توانستیم این را در جامعه جا اندازیم یعنی نگرد و بهترین را برای خود انتخاب کن،سر چراغ قرمز رسیده ای و چراغ زرد است،خود را نبین و گاز نده که رد شوی و اگر خود را نبینید قضیه ترافیک هم حل می شود.


نسیم: بحث پایان نامه ها هم به جایی رسیده است؟

فقیهی: علت متوقف شدن بحث پایان نامه را نمی توانم عرض کنم ولی انشالله قطعاً می رسد.


نسیم: ایا اساتید و کارمندان دانشگاه هم در زیر مجموعه شما قرار می گیرند؟

فقیهی: ما قبلا در بحث عمره چهار گروه را اعزام میکردیم. دانشجویان دختر مجرد،پسران مجرد،متاهلین و اساتیدکه بعدا دختران مجرد حذف شدند و ما سهمیه ان را به متاهلین دادیم و بیشترین سهمیه مربوط به متاهلین است.در بحث عتبات ما کارمندان را هم داریم،یعنی هم اساتید هستند هم دانشجویان دختر به همراه محارم هستند،هم دانشجویان متاهل و هم کارمندان دانشگاه که در بحث عتبات در خدمت ایشان هستیم.


نسیم: ایا در بحث اساتید برنامه ویژه ای دارید؟


فقیهی: ما برای اساتید برنامه های ویژه ای دازیم.سال گذشته دو کاروان اعزام کردیم و امسال چون سهمیه نصف شد یک کاروان را اعزام کردیم والان روسای دانشگاه فعلی تقریباً همه حداقل یک بار از طرف ما رفته اند وامسال اساتید دانشگاه ازاد که عوض شدند و جدید آمده اند را بردیم.برنامه داریم که اعضای هیات علمی را حتما یکبار ببریم،امسال اولین سالی بود که سهمیه اساتید قطع شد و امید وار هستیم که سال آینده این سهمیه را داشته باشیم.


نسیم: هدف از اعزام جوانان را بیان فرمودید و ایا از اعزام اساتید هم حدف خاصی دارید؟

فقیهی: ما معتقد هستیم که این افراد با سواد هستند و به قول امروزی ها گروه های مرجع هستند و اگر ما بیاییم آنها را در یک فضای فرهنگی ناب قرار دهیم در دانشگاه ها تاثیر بیشتری می گذارند و دفاتر به ما می گویند که اساتیدی که رفتند و برگشتند بسیار اثر گذار شده اند لذا ما برنامه داریم اساتید دانشگاه را حداقل بک بار عمره دانشجویی بفرستیم و با توجه به اینکه مدیریت ما ویژه است،روحانی ما ویژه است و برنامه های ویژه ای داریم یک بستر فرهنگی مناسبی فراهم می شود.


نسیم: آیا دانشجویان در این سفر با اساتید در یک محل هستند؟

فقیهی: نه به صورت تفکیک شده اعزام می شوند.چون یک زمانی به صورت مشترک اعزام می شدند و متا نتیجه مثبتی نگرفتیم لذا آنها را جدا کردیم.هم زمان جداگانه و هم کاروان های جداگانه ای را در نظر گرفتیم.

نسیم: سوالات ما تمام شد و اگر احیاناً نکته خاصی دارید بفرمایید.

 

 

 

لطفی، مدیر روابط عمومی ستاد: ما در این ده الی دوازده سالی که گذشته است و این شش سال اخیر که حاج آقا سکان این کشتی را بر عهده گرفتند کار های فرهنگی زیادی را انجام داده ایم،کار رسانه ای هم زیاد انجام دادیم اما کار فرهنگی که امسال انجام گرفت بحث شبکه اجتماعی زمزم بود. قبلا یک چیزی به نام باشگاه زائران بوده است و ما آمدیم یک مقداری آن را اصلاح کردیم و امکانات جدیدی برای ان گذاشتیم و زمانی که شما به عنوان زائر وارد این سایت می شوید می توانید برای خودتان یک صفحه درست کنید.

مطالب برای اشخاص را می توانید به اشتراک بگذارید،می توانید پیام دوستی برای اشخاص بفرستید و به گونه ی برنامه ریزی شده که اگر شما تاریخ اعزام را وارد کنیدبر اساس تاریخ اعزام ویا نام کاروان دوست هایی را برای شما پیشنهاد می دهد که این شبکه اجتماعی مورد استقبال قرار گرفته که به نوعی فیس بوک حزب اللهی است و آنچنان هم تبلیغات نکردیم و من در مکه به دوستان می گفتم که هر فردی که علاقه دارد بیاید و فعالیت کند و الان تقریبا 1300 کاربر فعال داریم و بالای 90 درصد هم زائرین عمره امسال ما هستند و از این تعداد حدود 200 نفر کاربر همیشگی ما شده اند و این شبکه اجتماعی حرکت فرهنگی خوبی شد تا در راستای تداوم ارتباط با دانشجویان زائر حرکت کنیم.

 

نسیم: ممنون از اینکه وقت خود را در اختیار ما قرار دادید.