نگاهی گذرا به کتاب «هنر برای حقیقت»/ دستهجمعی کف زدن برایِ هنر!
هواللطیف
نگاهی گذرا به کتاب «هنر برای حقیقت»
منتقد: محمدمهدی شیخصراف
این روزها در میان تازههای بازار نشر و در میان کتب هنری اثری با عنوان «هنر برای حقیقت» به اهتمام رضا رسولی، منتشر شده است. نویسندگانِ این کتاب خود را به نوعی تبیینکنندهٔ راهبردی میدانند که دو سال پیش رهبرِ انقلاب در دیدار با عواملِ یک سریالِ تلویزیونی آن را مطرح کرد اما همچنان مغفول مانده است.
با نگاهی به عناوین، محتوا و اسامیای که در فهرست و ابتدای کتاب دیده میشود به سادگی میتوان دریافت محتوای کتاب کاملاً در حیطهٔ هنرِ متعهد و انقلابی است و در این میان تنها به نقلِ مطلب از شخصیتهای محدود به این عرصه بسنده نشده است.
کتاب با حمایتِ سازمانِ بسیجِ هنرمندان و تحت نظر دکتر حسین قنادیان –رئیسِ این سازمان- منتشر شده است. لوگوی سازمانِ مذکور در پشتِ جلدِ کتاب درج شده و در شناسنامهٔ ابتدایی نیز آمده است که طراحی و تولیدِ آن بر عهدهٔ امور ارتباطات و بینالمللِ سازمانِ بسیجِ هنرمندان بوده است.
با این اوصاف و قدری تورقِ کتاب میبینیم که این اثر مثل بسیاری از نمونههای مشابه صرفاً یک حرکتِ شخصی و جرقهای در میان خیلِ کارهای دیگر در جبههٔ فرهنگ و هنرِ انقلاب نیست. همچنین یک کارِ سفارشی و برونسپاریشده که کابردِ اصلیاش صرفِ بودجه و پر کردنِ بیلانها باشد به نظر نمیرسد. بلکه حرکتی حسابشده است که بر اساسِ نیازسنجیهای بهروز و با صرفِ یک ارادهٔ سازمانی انجام گرفته است. اصلِ این حرکت از سوی بسیجِ هنرمندان ارزشمند است اگرچه به فرم و نحوهٔ پردازشِ موضوعِ کتاب نقدهایی وارد است.
ساختارِ کتاب بر این مبناست که نظر اشخاصِ مختلفِ مرتبط به فضای هنر را دربارهٔ تعبیر «هنر برای حقیقت» جویا شده و آنها را جمعآوری کرده است. نقلِ نظرها نیز در جای جایِ کتاب طی قالبهای متنوعی طرح شده است.
به نظر میرسد تیمِ نگارندهٔ کتاب بیش از هر چیز به دنبالِ جمعآوریِ مجموعهای پر از نامها و نظراتی بوده است که از هر لحاظ متنوع باشد. این تنوعمحوری هم در شکلِ مطالب در انواعِ قالبهای میز گرد، مصاحبه، خبر، یادداشت و مقاله و هم در تضاربِ آرا و نظرخواهی از شخصیتهای مختلف خود را نشان میدهد. البته این رویکرد که بیشتر مطبوعاتی به نظر میرسد تا علمی، در بخشهایی به توفیقِ کتاب در پرهیز از یکنواختی و خسته نشدنِ مخاطب کمک کرده اما باعثِ عمیق شدنِ محتوای آن نشده است.
اما این «جمعآوری» در هیچ جای کتاب تبدیل به «جمعبندی» نشده و این بزرگترین نقصِ «هنر برای حقیقت» است؛ زیرا سطح آن را از اثری که میتوانست منبعِ درسیِ دانشگاهی باشد، به یک ویژهنامهٔ تخصصیِ مطبوعاتی تنزل داده است، چون محتوای درج شده از مهمترین اتفاقی که ممکن بود برای آن بیفتد دور مانده است و این اتفاق همان استخراجِ محورهای مشترک و شاخصههای قابلِ اتکا از میانِ نظراتِ بیش از پنجاه هنرمند است.
آرا و نظریاتِ جمع آوری شده در نهایت باید با جمعبندی به تدوینِ یک نظریه، راهبرد یا الگوی منسجم میرسید که بتواند مورد رجوع و استفادههای بعدی قرار بگیرد اما این جمعبندی در هیچ جای کتاب دیده نمیشود و مهمترین علتِ آن نداشتنِ یک روششناسیِ علمی در تدوینِ کتاب است.
سوابق رضا رسولی نشان میدهد که یک داستاننویسِ توانا با چندین کتاب و یک مدیرِ میانیِ دولتی با سوابق رسانهای است، اما به نظر میرسد هیچکدام از اینها و حتی مدرک کارشناسی ارشدِ حقوق نتوانسته است به وی در پیدا کردن یک روششناسیِ علمی برای تدوینِ جدیدترین کتابش کمک کند؛ روششناسیای که با وجودِ تمام زحماتی که صرفِ تدوینِ کتاب شده است، نه تیمِ مطبوعاتیِ پدیدآورندهاش به آن توجه کافی داشتهاند، نه سرپرست این تیم، وگرنه کتاب از آن چیزی که هست ارزشِ بسیار بیشتری پیدا میکرد.
در این حال، به نظر میرسد «هنر برایِ حقیقت» به تشویقِ دستهجمعیِ یک دیدگاه شبیه است، نه اثری تبیینکننده و علمی دربارهٔ یک موضوعِ مهم.
پایان خبر