نقدی بر فیلم «تاج محل»/ تولیدات سینمایی «حوزه هنری» به کدام سو میرود؟
هواللطیف
تولیدات سینمایی «حوزه هنری» به کدام سو میرود؟
گروه فرهنگی- محمد مهدی شیخ صراف: تولیدات سینمایی «حوزه هنری» به کدام سو میرود؟ این اولین سوالی است که مخاطب با دیدن «تاج محل» از خودش خواهد پرسید. به خصوص مخاطبی که با ماموریتهای ذاتی نهادی انقلابی به نام «حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی» و فرمایشات رهبر معظم انقلاب در این خصوص آشنا باشد. اما «تاج محل» حتی در ساخت هم آنقدر قوی نیست که به مرحله محک زدن با این ماموریتها نیز برسد.
«تاج محل» از نظر فنی و ساخت حرف تازهای برای گفتن ندارد. بلکه صرفا گامی روبه جلو و البته بلند برای یک دستیار کارگردان و برنامهریز به سمت کارگردانی یک اثر سینمایی است. با دیدن اولین اثر سینمایی «دانش اقباشاوی» قبل از هر چیز این نام «سیدرضا میرکریمی» است که به چشم خواهد آمد. کارگردانی که پس از انحلال «خانه سینما» به «حوزه هنری» کوچ کرده و با میدان دادن به فیلمسازهای جوان در حال تربیت کارگردانهای جدیدی است که هرچند سیر رو به رشدی را طی میکنند اما در آثارشان هیچ شاخصی از انقلاب اسلامی ندارند. آثاری که شاید بهتر باشد با صرف هزینه بخش خصوصی مثلا با هزینه شخصی رضا میرکریمی تولید شوند، تا حداقل اگر اولویتهای فکری و فرهنگی انقلاب را تامین نمیکنند، حسرت کسی را برای صرف بودجههای کلان فرهنگی هم برنیانگیزند.

«کارکنان یک کشتیسازی-به دلیلی که هرگز در فیلم توضیح داده نمیشود- با قرعهکشی اخراج میشوند تا سیر منفی فقر و بیچارگی خود را آغاز کنند. بعد از اخراج یکی از آنها-که مخاطب در طول فیلم باید قبول کند که پسر بسیار خوبیست- بر اثر فقر دست به دزدی از منزل قهرمان فیلم-که یک بازنشسته دیگر همان کارخانه است- میزند. در حین این دزدی پیرمرد و زن و فرزندش آسیب میبینند و نیروی انتظامی به عنوان تنها نماد حکومت در فیلم، نهتنها پس از این دزدی کاری از پیش نمیبرد، بلکه حتی وقتی خود پیرمرد هم ردی از سارق پیدا میکند با برخوردی نامناسب هنگام دستگیری سارق موجب پرت شدن او از ساختمان و به کما رفتنش میشود. بعد از به کما رفتن جوان سارق هیچکس مسئولیتی بر عهده نمیگیرد تا به خاطر عدم پرداخت هزینه، بیمارستان مجبور به جدا کردن دستگاه از سارق به کما رفته بشود و دو برادر خردسالش بیسرپرست و یتیم بمانند! دست آخر هم بعد از بیسرپرست ماندن دو کودک این خود پیرمرد و همسرش هستند که باید بعد از نطقی شعاری در وصف اوضاع بد زمانه و حسرت خوردن بر 20 سال پیش(!) تصمیم بگیرند- در میان جای خالی حکومت- با انسان دوستی و ایثار، بار بدبختی مردم فقیرتر از خود را به دوش بکشند و دو کودک را سرپرستی نمایند!»