هواللطیف

سیاست زده‌گی، سیاه چاله سیاست!

محمد مهدی شیخ صراف

اصطلاح "گشت ارشاد" شاید زمانی به گوش نسل من، اصطلاحی ناآشنا می‌آمد اما مدت‌هاست که نه تنها مرز "عادی" شدن را گذارنده که به "بی تفاوتی" هم رسیده. با این وجود و با اینکه تنها بخشی از مردم چند شهر بزرگ و به خصوص تهران (آن هم نه همه مناطق) ماه‌ها با چنین پدیده‌ای مواجه بودند،  "گشت ارشاد" هنوز در هرجایی بحثش در میان باشد، "واکنش بر انگیز" است. به خصوص الان که مدتی است به دلیل تغییر اوضاع سیاسی کشور "گشت ارشاد" را تنها در صحبت‌ها می‌توان یافت به جای خیابان‌های شهر. دیگر چند ماهی هست که از ون های سفید و سبز نیروی انتظامی و بانوان پلیس خبری نیست. اما چرا چنین موضوعی هنوز به عنوان یک بحث حل نشده در جامعه وجود دارد؟ شاید بشود به دلایل مختلف رجوع کرد یا زمینه‌های متفاوتی برایش یافت؛ مثلا عده‌ای کثیر آن را به بحث کلی تر "حجاب" ارجاع بدهند و آن را به شکل مسئله‌ای در دل آن موضوع قابل طرح بدانند اما بی‌شک سر تمام این نخ‌ها به یک پاسخ خواهد رسید: "سیاست زده‌گی".

 "گشت ارشاد" تنها یکی از انبوه مسئله‌های (نه حتا معضلات) جامعه ماست که به چاه سیاست ‌زده‌گی افتاده و مانند تمام آنها سرنوشت محتوم "حل نشدن" را با خود دارد. مثال‌ها زیادند. مهم وجود این سیاه چاله است که درست در نقاطی به وجود می‌آید که دو دیدگاه متفاوت (و متقابل) سیاسی در یک مسئله اجتماعی تلاقی می‌کنند و مسئله بعد از افتادن در کشاکش رسانه‌ای (روزنامه ها و تلویزیون) در انتهای یک بن بست بی سرانجام می‌ماند! 

 جالب اینکه این موارد اختلافاتی است که بین هر دو نهاد حکومتی به طور طبیعی ممکن است رخ دهد. نمونه‌های زیادی وجود دارد؛ هیئت دولت و مجلس (ساعت کار بانک)، شهرداری و دولت (منو ریل و مترو)، سازمان محیط زیست و وزارت راه (بزرگ‌راه تهران-شمال و اخیرا جاده کوه دماوند)، سازمان میراث فرهنگی و وزارت نیرو (سد سیوند) و حتا ممکن است پای چند نهاد وسط بیاید مثل ماجرای دانشگاه آزاد و شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجلس و قوه قضائیه. در تمام این مثال‌های بروز، سیاست زده‌گی موجب شده نتیجه درستی حاصل نشود. ویژه‌گی فضای سیاست زده اجتماعی این است که فاکتورهای سیاسی و سلیقه‌ها، در زمان تصمیم‌گیری مدیران، خود را به نظرات کارشناسی برتری می‌دهند. و این جزو ذات چنین فضایی است.

 البته مواردی هم هست که عدم سیاست‌زدگی مسئله را بدون جنجال پیش برده و به نتیجه هم رسانده. مثل تصمیم اخیر وزارت بهداشت و سازمان حج  در مورد آمفولانزای نوع A و سفرهای حج عمره، یا تعامل وزارت کشور و وزارت بهداشت و اصناف در مسئله تعطیلی قهوه خانه های سنتی.

 سیاست زدگی مثل یک سیاه چاله فضایی هر مسئله‌ای را بی سرانجام می‌کند. گشت ارشاد هم یکی از این موارد است. به خصوص وقتی به یک شعار پر رنگ در تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری بدل شود و دو نامزد اصلی هم خود را با چنین برخوردی و برخودهای پلیسی با فرهنگ مخالف نشان دهند. (در حالیکه در سابقه قبلی و دوره دولت هر دو این مسئله با قوت وجود داشته!)  به همین خاطر است که رهبر انقلاب به داشتن تحلیل سیاسی (سیاست گری) و دوری از سیاست زده‌گی توصیه می‌کنند:"سیاست زده‌گی و سیاست بازی به هیچ وجه مورد تأیید نیست، اما سیاست‌گری و برخوردار شدن از قدرت فهم و تحلیل سیاسی، نیاز مبرم دانشجویان و دانشگاه‌هاست و تشکل‌های دانشجویی باید در این جهت، برنامه ریزی و تلاش کنند."(25/7/85)

  کار دشواری است داشتن گوش شنوا. باید به دنبال آن گشت!